بعد از مدت ها دیدمش!!! دستامو گرفت و گفت چقدر دستات تغییر
بعد از مدت ها دیدمش!!! دستامو گرفت و گفت چقدر دستات تغییر کردن... خودمو کنترل کردم و فقط لبخندی زدم... تو دلم گریه کردم و دم گوشش گفتم :بی معرفت!!! دستای من تغییر نکرده... دستات به دستای اون عادت کرده.
- ۴۷۹
- ۲۶ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط