شماره آزمایشگاه
شماره ۷ آزمایشگاه
فصل۳ پارت ۲
وینرسون:خب دوشیزه دزموند از شما شروع میکنید،هدفی برای درس خوندن در اینجا دارید!؟
لارن:بله،من میخوام عضو نخبگان امپراطوری شم و به موفقیت برسم
وینرسون:شما چطور جناب دزموند؟
کارلس:منم مثل خواهرم میخوام جزو نخبگان بشم و یه روزی مثل پدرم و پدربزرگم فرد بزرگی بشم!
میلر:چه تخیلاتی حالا بنظرتون میتونید به سادگی اینکارارو کنید؟
لارن:درسته قرار نیست راحت باشه،باید کلی تلاش کنیم
کارلس:و از خیلی چیز ها عبور کنیم!
گوردان:خب سوال بعد،دوشیزه دزموند به پدر و مادرتون از ۱۰۰چقدر نمره میدید؟
لارن:نمره کامل میدم اونا بهترین مامان و بابای دنیا هستن
گوردان:خب جناب دزموند از شما میپرسم،اگر دیدید کسی میخواد به خانوادتون اسیب بزنه شما چیکار میکنید؟
کارلس:اعدا....عه خب هرجور شده جلوشو میگیرم و به پلیس گذارشش میدم
انیا در ذهن{میخواستی بگی اعدامش میکنم؟}
کارلس{خب....راستش..ام..اره}
انیا در ذهن{خاک}
خلاصه مساحبه کردن و رفتن خونه
لارن:داشتم میمردم
دامیان:منم همینطور
فصل۳ پارت ۲
وینرسون:خب دوشیزه دزموند از شما شروع میکنید،هدفی برای درس خوندن در اینجا دارید!؟
لارن:بله،من میخوام عضو نخبگان امپراطوری شم و به موفقیت برسم
وینرسون:شما چطور جناب دزموند؟
کارلس:منم مثل خواهرم میخوام جزو نخبگان بشم و یه روزی مثل پدرم و پدربزرگم فرد بزرگی بشم!
میلر:چه تخیلاتی حالا بنظرتون میتونید به سادگی اینکارارو کنید؟
لارن:درسته قرار نیست راحت باشه،باید کلی تلاش کنیم
کارلس:و از خیلی چیز ها عبور کنیم!
گوردان:خب سوال بعد،دوشیزه دزموند به پدر و مادرتون از ۱۰۰چقدر نمره میدید؟
لارن:نمره کامل میدم اونا بهترین مامان و بابای دنیا هستن
گوردان:خب جناب دزموند از شما میپرسم،اگر دیدید کسی میخواد به خانوادتون اسیب بزنه شما چیکار میکنید؟
کارلس:اعدا....عه خب هرجور شده جلوشو میگیرم و به پلیس گذارشش میدم
انیا در ذهن{میخواستی بگی اعدامش میکنم؟}
کارلس{خب....راستش..ام..اره}
انیا در ذهن{خاک}
خلاصه مساحبه کردن و رفتن خونه
لارن:داشتم میمردم
دامیان:منم همینطور
- ۱.۰k
- ۲۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط