{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شماره آزمایشگاه

شماره ۷ آزمایشگاه

فصل ۳ پارت ۱

ویو انیا

قراره بریم برای مصاحبه

همه با استرس داشتیم راه میرفتیم و همه سعی در گرفتن یه صورت جدی داشتیم

بلخره گفتن نوبت ماست و وارد شدیم

معلما فرق کرده بودن

بجای ان معلم مهربون و عینکی
اقای وینرسون اومده بود

بجای اون معلم بد اخلاقه هم پسر بزرگش اقای میلر اومده

بجای استاد هندرسون هم اقای گوردان اومده(فامیلیشون رو میگه)

نشستیم سر جامون

اول از دامیان پرسیدن

گوردان: خوش اومدید اقای دزموند خب شروع میکنیم

چرا خواستید بچه هاتون رو اینجا ثبت نام کنید؟!

دامیان:چون میخام خوب اموزش ببینن و تو مدرسه ای که خودم درس خوندم درس بخونن

وینرسون:نظرتوندرباره بچه هاتون چیه؟

دامیان:دخترم به شدت کنجکاوه و سعی داره از هرچیزی سر در بیاره و اون خیلی هم مهربونه ولی وقتی عصبی میشه روانش دست خودش نیست و پسرم چیی رو بروز نمیده ولی مثل خواهرش کنجکاوه و اینکه علاقه زیادی به درس داره اما بد غذاس

میلر:خب بریم سراغ خانم دزموند،شما بچه هاتون رو چطوری تربیت میکنید؟

انیا:من پسرم رو زیادی لوس میکردم چون بچه اولم بود ولی وقتی دخترم بدنیا اومد سختگیر شدم و سعی کردم هیچکدوم رو بیش از حد لوس نکنم

گوردان:خب خانم دزموند شما دوست دارید بچه هاتون در اینده چطوری بشن؟!

انیا:من میخام اونا تحصیل کنن و برای کشورشون کمک کنن و هیچوقت به ضعیف ها اسیب نزنن و بر عکس کمکشون کنن

وینرسون:خب بریم یه چند تا سوال هم از بچه ها بپرسیم!

ببخشید یه مدت نبودم چون ویسگونم خراب شد
مجبور شدم درستش کنم ولی طول کشید

اما الان کلی پارت میدم
دیدگاه ها (۳)

شماره ۷ آزمایشگاهفصل۳ پارت ۲وینرسون:خب دوشیزه دزموند از شما ...

شماره ۷ آزمایشگاهفصل ۳ پارت۳فردا صبح رفتن نتیجه هارو ببینن و...

خیلی ها دنبال این اهنگن همونی که تو کلیپ دامیان گذاشتماهنگ:G...

من به انیا حسودی میکنم چون..داییش پلیس مخفیه!مامانش قاتله!با...

spy×family فصل°3°پارت°21°1 سال گذشته.....آسامی ۶ ساله شدهو ا...

کله پوک صورتی ✨️پارت ۱۰ هندرسون به مارتا زنگ زد و همه ی اتفا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط