{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیداردوباره

#دیداردوباره

#پارت دهم

ــ بهش بگو بیاد داخل

منشی:چشم

ویو جونگ کوک

ــ وقتی که منشی اومد و گفت هیونجین اومده
خیلی تعجب کردم فکر نمی‌کردم بعداز اون کاری که با خواهرش کردم حتی نگاهم کنه.

@سلام آقای جئون

ــ موضوع خاصی تورو به اینجا کشونده

@چی از جون ا/ت میخوای

ــ منظورت چیه؟

@برای چی از ا/ت خواستی برگرده پیشت؟

ــ من می‌خوام بچم کنارم بزرگ بشه .
من دیگه اون جونگ کوک قدیم نیستم عوض شدم میتونم بهت قول بدم که ا/ت رو خوشبخت کنم.

/ت مشکلی ندارکه برگرده فقط مونده بابام
اگه اون اجازه بده شاید بتونی خانوادتو برگردونی .
از دیدنت خوشحال شدم فعلا.

ــ باباش اگه قبول نکنه چی
اگه هم نکنه حق داره
اه حالا چیکار کنم
باید با خود ا/ت صحبت کنم

ــ فیلیکس فیلیکس

﷼بله قربان

ــ ماشین مو آماده کن وبرو سمت بیمارستان(حالا یه چیزی خودتون تصور کنید)

﷼چشم قربان

ویوا/ت

+بعد از اینکه هیونجین رفت آماده شدم ورفتم سمت بیمارستان یکی یکی بیمار هارو می‌دیدم که با کسی که جلوم دیدم تعجب کردم

+اینجا چیکار می‌کنی

ــ اومدم باهات حرف بزنم

+چه حرفی

ــ توواقعا قبول کردی که برگردی

+آره ولی فقط بخواطر جو وون

ــ ا/ت من میدونم که پنج

+باشه باشه میدونم میخوای چی بگی میشه بعداً داجبش صحبت کنی

ــ باشه ولی میتونم جو وون رو ببینم


ادامه دارد...............
دیدگاه ها (۱)

سناریو درخواستی: وقتی عضو هشتمی و یهو سوسک میبینی و میپری بغ...

تکپارتی درخواستی: جیهوپ وقتی مریض شدیویوا/تصبح بازتا...

سناریو درخواستی:وقتی عضو هشتمی و برای اعضا غذا درست میکنینام...

سناریو درخواستی:وقتی عضو هشتمی و پریود میشیو خیلی درد داری ط...

چند پارتی از نامجون درخواستیوقتی بین تو خوبی داداشت فرق میذا...

چند پارتی از نامجون درخواستیوقتی بین تو خوبی داداشت فرق میذا...

درمانگر عشق. پارت۱۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط