{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

spyfamily

spy×family
فصل •۳•پارت•۲۴•
روز آزمون ورودی
آنیا دامیان و آسامی دارن میرن آزمون رو بدن
آنیا: این آزمون خیلی مهمه و فکر کنم کلک هایی هم بزنن ولی چون ما دزموندیم . فکر نکنم اون کلکارو بزنن
دامیان: امیدوارم همونطوری باشه که میگی
آنیا سرش رو خم می‌کنه
آنیا: عزیزم آسامی استرس نداری؟
آسامی: نه نه⭐
دامیان: خوبه . آزمون خیلی آسونه.
آزمون رو میده .
آسامی زودتر از همه آزمون میده بیاد بیرون
آنیا: او عزیزم اومدی؟
آسامی: خیلی آسون بود مامان . بابایی کو
آنیا: او خب کار داشت رفت. ولی خیلی خوب بدی قطعا قبولی بیا بریم خونه
آسامی. من بادوم زمینی می‌خوام
آنیا: منم همینطور... ولی ماشین منتظرمونه
خلاصه میرم خونه آنیا داره با شیشه شیر به ایتسوکی شیر میده
دامیان میاد خونه می‌ره پیش آسامی: چیشد اسامی آزمون رو دادی؟
آنیا: زودتر از همه هم اومد بیرون🥳
دامیان آسامی رو بغل می‌کنه
بعد هم ایتسوکی رو بغل می‌کنه
خلاصه امروز هم می‌گذره
:بای بای
دیدگاه ها (۵)

دوستان برای سناریو نیاز به دوتا بچه داشتم 🥹🤣 و حساب کتاب نکر...

spy×familyفصل•۳•پارت•۲۵•دارن میرن برای مصاحبه آنیا از استرس ...

مرسی خوشگلم همین دیروز ۸۰ تایی بودیم و به لطف شما به سوی ۱۰۰...

دمتون گرم خداییی🥹😭(169 بود دستم خورد توش کم شد😮‍💨)

spy×family فصل •۳• پارت•۲۰•روز زایمانه انیاست(دوستان گل نمیت...

spy×family فصل •3• پارت•1۵•ویو ۴ سال بعدانیا: آسامی.کجایی.اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط