{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگین:

نگین:
.
امان از خواب های دم صبح....
رویای سر صبح آدمها، بوی طلوع می دهد و واقعی تر جلوه میکند..‌..
هرچه نور، بیشتر روی پلک ها می دود، رویایشان طلایی تر می شود....
دیدنِ رویای آدمها..... تصویرٍزنده ی همین آدمهای جان گرفته در خواب، دم صبح، حتا پس از به صدا درآمدن ساعت شماطه دار، فکر را با خودش میکشد تا راه دور.... و مگر میشود از فکرشان خلاص شد؟
مگر حسرت خواب ناتمام مانده، دست از چشمها میکشد؟!
همین خواب های ناتمام است که به رویاهای طول ِ روز رنگ می‌زند.
رویاهای میانه ی روز، که رنگ طلایی آفتاب را باخته اند و نقره ای شده اند، تار و پود می شوند و آدمی، قصه و افسانه های جا مانده از خیال را رشته میکند و میبافد و پهن میکند زیر پا، زیر سر، توی دل و روی تنِ عریان. و آخرین پودِ همین خیالبافی های روز را به اولین تارِ شب گره میزند. باشد که به وقت خواب، رویای همان آدمهای در خواب دیده، رنگ بپاشد به سیاه و سفیدی میانه ی شب و تلألو بگیرد از گٙرد همان طلای دمِ صبح.
.
.
از آدم های خیالی و نقش گرفته در خواب که بگذریم٬ میماند آدمهایی که بوی واقعیت میدهند....بوی زندگی.... برای من، این آدمها بوی نرگس میدهند..بوی دسته های فردِ نرگس....
دیدگاه ها (۱)

#صبح، وقتی #خورشید تازه پنجه‌های طلایی‌اش را از لای پرده‌ها ...

𝑩𝒆𝒚𝒐𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑷𝒂𝒓𝒄𝒉𝒎𝒆𝒏𝒕 𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅𝒔آن سوی مرز های کاغذی. عصر ویکتوری...

پارت ۱: خنده‌هایی که در باد گم شدندخورشیدِ عصر، رنگِ طلاییِ ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

dark life = ۳۷

مرد بی رحم

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁸رویاها رنگ حقیقت گرفته‌اند؛گذشته‌‌ها درون قبر ...

قلبی در قلمرو دشمن — پارت یازده | «صبحِ فراموش‌نشدنی»نور کم‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط