دلتنگ میشوم...
دلتنگ میشوم...
وقتی هوای حوصله ام ابریست...
دلم یک عصر دلگیر میخواهد...
یک پیاده رو بی انتها...
تا تمام دردهایم را در تن سردش جا گذارم...
آنقدر گلایه کنم...
که آسمان بشکند سد غرورش را...
و رد پایم را از تن سنگ فرش های زخمی پاک کند...
تا شاید...
دل بی قرارم اندکی آرام گیرد...
و خدا آغوشی بگشاید به روی تنهایی هایم...
وقتی هوای حوصله ام ابریست...
دلم یک عصر دلگیر میخواهد...
یک پیاده رو بی انتها...
تا تمام دردهایم را در تن سردش جا گذارم...
آنقدر گلایه کنم...
که آسمان بشکند سد غرورش را...
و رد پایم را از تن سنگ فرش های زخمی پاک کند...
تا شاید...
دل بی قرارم اندکی آرام گیرد...
و خدا آغوشی بگشاید به روی تنهایی هایم...
- ۱.۲k
- ۲۶ آذر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط