{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاعر شده ام غرق غزل های

شاعر شده ام غرق غزل های
غم انگیز

حالا منم و زردی و بی برگی
پاییز

حالا منم و حسرت آغوش
محالت

حالا منم و یک دل از غم شده
لبریز
دیدگاه ها (۱۵)

پیرمردی که‌ شغلش ‌دامداری‌ بود‌، نقل‌ میکرد:‌‌‌‌‌گرگی در اتا...

تملی معاک ولو حتی بعید عنی فی قلبی هواک تملی معاک تملی فبالی...

چه کنم با دل خود؛با تو بمانم یا نه..؟با صدای غزلم از تو بخوا...

می سرایم "تو" و چشمان "تو" رانه سپیدی...نه غزل... تویی آن شع...

دیدار جهان بی تو غم انگیز شد ، ای یار !انگار ، بهاری است که ...

سلام آقا💚🙏این آدینه آخر پاییز است🍁دل ما از عشق تو لبریز است💚...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط