{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق گاهی می رود آهسته تا عمق نگاه

عشق گاهی می رود آهسته تا عمق نگاه
همنشین خلوت و غمگین و آه
عشق گاهی طعم وصلت می دهد
مزه شیرین و وحدت می دهد
عشق گاهی یک بغل دلواپسی
عطر مسی، ساز شب بو، اطلسی

عشق گاهی نو بهاری، گاه پاییزی
به رنگ سرخ و زرد
گاه لبخندی به لب ها، گاه یک کوه درد
عشق گاهی سر به روی شانه ای
اشک ریزان آخر افسانه ای

عشق گاهی هم حکایت میکند
از جدایی ها شکایت میکند

عشق گاهی هم به خون آغشته شد
با شقایق ها نشست و همنشین لاله شد

عشق گاهی هق هق آرام، اما بی صدا
اشک ریز ذکر محبوب است، در پیش خدا .
دیدگاه ها (۴)

کوچ پرنده ها را دوست ندارممیدانمپرنده ای که کوچ کنددل کندن ر...

ای که با عطر تنت شور به جانم دادیحس بوییدن  گل  را به خزانم ...

ڪاش می شدخاطره ها رامثل پنبه زد،ڪاش اصلا یک آدم هایی بودڹ،مث...

تو نیستی و جهان بر سرم خراب شدهچگونه بی تو بمانم در این خراب...

۵ روز مانده تا بدرقه آقای شهید ایرانگاهی یک نام، تکیه‌گاهِ د...

خـیــانـــت دروغــیـن𝔓𝔞𝔯𝔱²⁴/ ادامه پارت پایانی_________ـــــ...

تو را می‌بخشم، نه به این خاطر که زخم‌هایت درد نداشتند، و نه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط