{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمدی در عاشقی رسوای دنیایم کنی

آمدی در عاشقی رسوای دنیایم کنی
بی خبر از این و آن شیدای شیدایم کنی

با نگاه آتشین در دام افکندی مرا
خواستی سوزنده از آتش سراپایم کنی

چهره زیباتر از گل را به ناز آراستی
آمدی در هر نظر محو تماشایم کنی

حرفی از عشق و محبت از لبانت سر نزد
تا که از شوق وشعف غرق تمنایم کنی

عاقبت روزی زباغ دوستی بیرون شدی
تا در این دنیا مرا تنهای تنهایم کنی ..
دیدگاه ها (۴)

می نویسم من برایت از دلممی کنم اِفشا من امشب، راز خویشمن پر ...

ساز دل گفت که تو زمزمه ی ناب منیصدف قعر دلی،گوهر جذاب منیشیو...

.

شب خوب وارومی داشته باشین

آمدی در عاشقی رسوای دنیایم کنیبی خبر از این و آن شیدای شیدای...

آمدی در عاشقی رسوای دنیایم کنیبی خبر از این و آن شیدای شیدای...

آمدی در عاشقی رسوای دنیایم کنیبی خبر از این و آن شیدای شیدای...

آمدی در عاشقی رسوای دنیایم کنیبی خبر از این و آن شیدای شیدای...

آمدی در عاشقی رسوای دنیایم کنیبی خبر از این و آن شیدای شیدای...

آمدی درعاشقی رسوای دنیایم کنیبیخبرازاینو آن شیدای شیدایم کنی...

آمدی در عاشقی رسوای دنیایم کنیبی خبر از این و آن شیدای شیدای...

آمدی در عاشقی رسوای دنیایم کنی بی خبر از این و آن شیدای شیدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط