ای دیریافته با تو سخن‌می‌گویم

ای دیریافته با تو سخن‌می‌گویم

به‌سان ابر که با توفان

به‌سان علف که با صحرا

به‌سان باران که با دریا

به‌سان پرنده که با بهار

به‌سان درخت که با جنگل سخن‌می‌گوید

زیرا که من

ریشه‌های تو را دریافته‌ام

زیرا که صدای من

با صدای تو آشناست
دیدگاه ها (۱)

گاهی باید از همه چیز فاصله بگیری ... از آدم ها ، از شلوغی، ا...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p87شاخه‌های سرو در باد آروم تکون می‌خورد...

♦️🌧️🌲 مازندران یعنی... 🌿💚🌧️ باران‌های آرام و دلنشین...🌫️ مهی...

بیدی از بلور، سپیداری از آب،فواره‌ای بلند که باد کمانی‌اش می...

تولدِ کسی که پناهگاهِ امنِ روحِ ماست✨۲۱ مهر، تقویمِ قلبِ ما ...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۱۲: ص...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟚_بخش اول_اگر روزی تورا ببوسم و وارد جهنم شوممی‌توانم...

عاشقانه های شبنم

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ²کیم ته‌وون، پدر عمارت، ...

♦️🌲🌧️ شکوه جنگل‌های هیرکانی مازندران 🌫️🍃💚اینجا جاییه که طبیع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط