ات لیا و شوگا عاشق همن

ا.ت: لیا و شوگا عاشق همن
آجوما: نه دخترم فقت قبلا عاشق هم بودن
ا.ت: اگه شوگا هنوز دوسش(بغض)
شوگا: گرلم کیو دوس داشته باشم جز تو
آجوما: من با اجازتون برم
شوگا: بفرمایید
ا‌.ت: تو لیارو دوست داشتی(جدی)
شوگا: نه بابا قبلا...
ا.ت: منم قبلا دوست داشتم(بغض و سرد)
ا‌ت داشت میرفت که شوگا جلوش رو گرفت
شوگا: بابا میگم قبلا
ا‌ت: اون هرزه هنوز تورو دوست دارع(داد)
شوگا: خفه شو(عربده)
ادمین: ا.ت که فقت گریه میکرد و به سینه شوگا مشت میزد آخرش اشکاشو پاک کردو رفت تو خونه و رفت تو اتاقش و درو محکم کوبید

ویو شوگا
آی لعنت بهم سر اون هرزه سر فرشته کوچولوم داد زدم لعنت بهم باید برم پیشش

ویو ا‌ت
مرتیکه...... ...... ....... اه سر اون هرزه اه لعنت به هردوتون اثلا میرم خونه خودم همین امروز داشتم چمدونمو جمع میکردم که یکی در زد

شوگا: ا‌.ت پرنسسم
ا.ت: ....(گریه میکرد)
شوگا: ا‌ت میام داخل
ا‌.ت:گمشو برو با لیا جونت
شوگا : گفتم که قبلا
ا‌ت: گفتم که قبلا(ادا در میارع)
شوگا میاد داخل اتاق و با دیدن چمدون مچ ا‌ت رو میگیره و....

هیچی ادمین کرمش گرفته🌚🤌
دیدگاه ها (۷)

مشکلی داری باهام برو پیش استادم:)

ا.ت: پس بیا ناهار درست کردم(ذوق)کوک: بل بل دوس دخترم چه کرده...

ممنونم که انقدر بهم انرژی میدید یعنی انقد ذوق میکنم با فالور...

ا.ت: پس هق من با هق دوس سرم هق بهم بزنمشوگا: تو دوس پسر دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط