{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران که میبارد

باران که میبارد



بی اختیار آرزوی در کنار تو بودن میکنم..



چشم هایت را به خاطر می آورم،



و آن نگاه هایی را که سرشار از نور زندگیست..



باران که میبارد



حسرت باران هایی را میخورم که



بی تو



زیر آنها خیس شدم...



امشب



تنها



نشسته بر نیمکت تنهایی در پارک،



بی آنکه بارانی ببارد



صورتم خیس خیس است...


شب خوش
دیدگاه ها (۵)

تکپارتی | جونگکوک

رمان:آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part6دستمو گرفت و به سمت نه صندلی نه دیو...

خط‌های خاکستری روی نیمکتشخصیت‌ها:جونگ‌کوک (۱۷ ساله): دونده‌ی...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "29""ویو جئون آنجلینا"" • ...

༒ 𝘽𝙡𝙤𝙤𝙙𝙮 𝙑𝙖𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚 ༒ __ ___ part 1باران شدیدی می‌بارید ...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت اول«بعضی شب‌ها، شروعِ یک اتفاق‌...

دوستتـ دارمـ، مثل درختی که باران را. بی‌نیاز از دلیل، بی‌انت...

میبخشی پارت ۴

### **پارت اول: سایه‌های عمارت غریبه**صدای تیک‌تاک ساعت دیوا...

جهانی میان بیداری و خوابPart 2آملیا بعد از اینکه از تخت بلند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط