{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران که میبارد

باران که میبارد



بی اختیار آرزوی در کنار تو بودن میکنم..



چشم هایت را به خاطر می آورم،



و آن نگاه هایی را که سرشار از نور زندگیست..



باران که میبارد



حسرت باران هایی را میخورم که



بی تو



زیر آنها خیس شدم...



امشب



تنها



نشسته بر نیمکت تنهایی در پارک،



بی آنکه بارانی ببارد



صورتم خیس خیس است...


شب خوش
دیدگاه ها (۵)

باهوشا بگن اینجا کجاست ؟

حسرت نبرم به حال آن مردابکه آرام درون دشت شب خفته استدریایم ...

از دنیا دل کندمبحث عشق و عاشقی نیستخم شدکمراعتمادهایم...اینج...

لطفا کامنت بزارید ممنون

حس گس حسرت بجانی!

پس از ان همه شیطان را مقصر دانستنداما آن لیوان ها توسط تو چی...

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۳باد از هر طرف میوزید اسمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط