{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو خیابون داشتم راه می رفتم منو با چادر دید گفت:

تو خیابون داشتم راه می رفتم منو با چادر دید گفت:
تو این گرما! این چیه؟ "آبپز" نمیشی؟!!
و بعد انگار یکی تو دلم گفت:
قل نار جهنم اشد حرا
بگو به آنان آتش جهنم سوزان تر است...
دیدگاه ها (۹)

موافقا=لایک یا کامنت;-)

شبتون اروم و بخیر اجیا و داداشای گلم;-)

حجابم می ارزد به یک لبخند مهدی فاطمه ..

هر بار چیزی گم میکنم...‌مادرم میگوید...‌چند صلوات هدیه کن به...

میخوام یه خاطره بگم

پارت یک باران شرشر از آسمان می‌آمد ولی من فقط منتظر یه نفر ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط