{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آئینه ی باورم مرا خنجر زد

آئینه ی باورم مرا خنجر زد
آن نیمه ی دیگرم مرا خنجر زد
تاریخ هزار دیده هابیل گریست
وقتی که برادرم مرا خنجر زد
دیدگاه ها (۳)

شد کوچه به کوچه جستجو عاشق اوشد با شب و گریه روبرو عاشق اوپا...

ای کاش حدیث کوچ باور می شددیواره ی هرقفس پر از در می شدمن ما...

خدایا به ما که بنز و بی ام و و پورشه و...نمیدی ...-حداقل به ...

دیروز پس از مردن آدم برفیشد آب تمـــام تن آدم برفیامروز دوبا...

حرف از بنفشه بودکه بر پاشنه ی #آفتاب می چرخید و ذائقه ی پروا...

غافل نشدن از عبادت و استغفار

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

عاشقانه های شبنم

دیدی دلم جام باده‌ست، اما لبی تر نکردیصدها غزل گفتم از تو، ب...

عااا... خب یه چی بگم... خطاب به همه... از وقتی کات کردم، همه...

فاصله یک لبخند تا جنون

سایه های پنهان در شب های گرم فصل۱ پارت ۹بعد از آن پیام ناشنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط