{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من یکی را میشناسم صبح ها لیبرال است.ظهر ها چپ میزند و غرو

من یکی را میشناسم صبح ها لیبرال است.ظهر ها چپ میزند و غروب که از کوچه ایی تاریک میگذرد زیر لب آهسته میگوید:
بسم اللهHeh
دیدگاه ها (۲)

ای تف به جهان تا ابد غم بودن

ساغرم شکست ای ساغیرفته ام ز دست ای ساغیساغرم شکست ای ساغیرفت...

بازیگر خخخ هه

‏لباسمون با ماشینمون ست بود وقتی ست بودن مد نبود

پارت چهارم روزی روزگاری غم: غم پاشو گذاشت بیرون نسیم خنک‌ و ...

پارت ۲۹ کاکاشی یواشکی دستش را دراز کرد، حرکتی تقریبا ناخوداگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط