{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سَرتاسَرم ای داد خدایا چه خمار است

سَرتاسَرم ای داد خدایا چه خمار است
جسمم به درک، روح من آشفته و زار است
با یاد تو گفتم به قلم شعر بپاشد
این قافیه آری متبرّک به نگار است

از بس که نبودی همه جا فصل خزان بود
برگشتی و ایّام دمش گرم،،بهار است
دریا شده ای آبی و موّاج و خروشان
انگار خیالم بَلَمی موج سوار است

خورشیدنشان می دَمی از مشرق احساس
من معرفتم ،بی تو جهان تیره و تار است
بگذار کمی ساده بگویم که نگاهم
از رفتن و تا آمدنت لحظه شمار است

مِضراب قدمهای تو پیچیده درونم
دوُرِ سر من "دو-رِ-می-فا". نغمه ی تار است
ابری به گمانم زده چنبر به ضمیرم
چشمان سیه پوش من از شوق ببار است

حُکمی بکن ای پادشه دل که من اینک
سربازم و می بُرَّم اگر حرف قمار است

وقتی که نبودی به خودم خرده گرفتم
چون عشق مجازی نه به بار و نه به دار است

از نو اگر از اوّلِ این شعر بخوانی
هر بند و کلامش به خدا سخت خماراست
دیدگاه ها (۶)

آنکه آمد... خسته آمد... خسته رفتدفتر دل را نخواند و بسته رفت...

من که دلتنگ توام بامن بمان ، دل دل نکنتا دلم خالیست ، درجای ...

داداش محمدامین تولدت باتاخیر مبارک ببخش اگه دیرپست گذاشتم ام...

بلبلی روزی کناربوته ی مریم نشستشدغزلخوان نعره هازد گردمریم م...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

وقتی سگ هار قلاده پاره کرده در سازمان ملل پیجر را بالا کرفت ...

ترامپ :آنها می‌خواهند فوراً تنگه هرمز را باز کنند. می‌دانید ...

پرداخت درب منزل

﹘✿゙ ៸ ៸ թ𝚛𝚒𝚗᪲𝚌𝚎𝚜𝚜 ୄୱ 🌸𝆹𝅥‌  ‌ ‌ ‌  ‌  ‌تمام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط