{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک بغل حرف ولی محض نگفتن دارم

یک بغل حرف، ولی محض نگفتن دارم !

روح نفرین شده ای در قفس تن دارم

در رگ و مویرگم درد به خود می پیچد

تو ولی فکر بکن قلبی از آهن دارم !

ساکتم، حرف ولی پشت سکوتم کم نیست

بسته لب هام، نخ صبر به سوزن دارم

بیخودی سعی نکن درد مرا درک کنی

این جنون را توی این شهر فقط من دارم !

قطره ای بودم و مرداب شما حبسم کرد...

به زمین می روم آخر تب رفتن دارم !

حقِّ حق گفتن اگر حلقه ی دار است، چه باک؟

های منصور ببین! مثل تو گردن دارم !!!

حیف! فریاد مرا بغض به یغما برده

یک بغل حرف، ولی محض نگفتن دارم !.....
دیدگاه ها (۴)

...ته صف بودم. به من آب نرسید. بغل دستیم لیوان آب را  داد دس...

در شهر تو میخانه زیاد است، ولی من...شوریده و دیوانه زیاد است...

عشق با ما کردی اما زندگی با دیگریتا به حالا نوبت ما بود حالا...

میخواستم خراب نگاهش شوم ، نشدبیچاره ی دو چشم سیاهش شوم ، نشد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط