{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعر زیبای کوچه از فریدون مشیری:

شعر زیبای کوچه از فریدون مشیری:
بی تو، مهتاب شبی، باز از آن کوچه گذشتم/همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم/شوق دیدار تو لبریزشد از جام وجودم/شدم آن عاشق دیوانه که بودم/درنهانخانه جانم، گل یادتو، درخشید/باغ صد خاطره خندید/عطرصد خاطره پیچید/یادم آمد که شبی باهم از آن کوچه گذشتیم/پرگشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم/ساعتی برلب آن جوی نشستیم/تو،همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت/من همه،محو تماشای نگاهت/آسمان صاف وشب آرام/بخت خندان و زمان رام/خوشه ماه فروریخته درآب/شاخه ها دست برآورده به مهتاب/
دیدگاه ها (۱)

شوق دیدار تو لبریز شد ازجام وجودمشدم آن عاشق دیوانه که بودم....

بی تو مهتاب شبی بازازآن کوچه گذشتم✨همه تن چشم شدم خیره به د...

بی تو مهتاب شبی باز از کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیر ه به دن...

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم خیره به د...

بـی تـو مـهتاب شـبی بـاز از آن کـوچه گـذشتمهـمه تـن چـشم شـد...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم،همه تن چشم شدم، خیره ...

دکلمه زیبا تاپ..از فریدون مشیری .. بی تو مهتاب شبی باز آن کو...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم،همه تن چشم شدم، خیره ...

بی  تو  مهتاب  شبی  باز  از  آن  کوچه  گذشتم .همه  تن  چشم  ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط