{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صفحات زندگی آدما تا یه جایی سفیده...

صفحات زندگی آدما تا یه جایی سفیده...
بدون هیچ حرف و کلمه ای..
درست مثل کاغذ سفیدی میمونه که جلوت روی میز میذاری و ساعت ها بهش خیره میشی تا بالاخره داستانتو شروع میکنی...
مهم نیست که کی مینویسی..
و چقدر مینویسی..
مهم اینه که بالاخره مینویسی...
و چه خوشبختن آدمایی که صفحات زندگیشون خیلی زود از کلمات پر میشه...
"دیانا"
دیدگاه ها (۱۶)

بچگیا یادش یخیر... یادش بخیر توی کوچه بازی کردنا... یادش بخی...

در این تاریکی غم ها... منم آن برگ خشکیده.... در این دنیای پر...

خدایا!بارانت که در برهوت قلبم میبارد...هر لحظه بیش از پیشبه ...

من تکرار نمیشوم....یک روز میرسد...یک ملافه سفید پایان میدهد ...

part 59تهیونگ و آلینا نشستن پشت میز و آلینا داره روی یه بوم ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁵. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.میا بشدت تحت تاثی...

dark life = 17

چند پارتی نامجون

معامله p5بالاخره شب تمام شد.نور کم‌رنگ صبح از میان پرده‌های ...

# ✦ بی‌صدا ✦نظم، برای ا.ت حکمِ دیواری را داشت که او را از آش...

خنده ی ممنوعه.

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط