{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب شد و باز به خوابم تو بیا

شب شد و باز به خوابم تو بیا
به کویرِ دل سرابم تو بیا
ای طبیبم تبِ من رفته زِ تاب
خسته از این تب و تابم تو بیا
پر ستاره آسمان سو سوی ریز
ماهِ نازِ نقره تابم تو بیا
جامِ چشمانِ من از جانِ تو مست
کهنه ی نابِ شرابم تو بیا
گوشِ من پر شده از سازِ غریب
ناله ی چنگ و ربابم تو بیا
همه جانم شده سرشار زِ تو
بی تو خالی چو حبابم تو بیا
شعرِ ویرانِ مرا قافیه باش
مرهمِ حالِ خرابم تو بیا
دیدگاه ها (۱۳)

دخترک گفت به آدم برفیخوش به حالت که نداری حرفیکه تو را گرم ک...

درون سینه ام سودای عشقستمیان جان من دریای عشقستهزاران چشمه ج...

بی اجازه دل من تنگ تو شد میدانی ؟؟تنگ ان قلب خوش اهنگ تو شد ...

اگرچه با دل من محرم‌اند این کلماتبرای از تو سرودن کم‌اند این...

تولد قهرمان من پارت پونزده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط