{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درون سینه ام سودای عشقست

درون سینه ام سودای عشقست
میان جان من دریای عشقست
هزاران چشمه جوشانست در دل
که هریک رسته از سودای عشقست
که بحر گوهر و در وصدف نیز
زجان هریک بدل سودای عشقست
هرآن پنهان و پیدا را که دیدی
هم از پنهان هم از پیدای عشقست
برون پرده این غوغا ازان ست
که در پرده درون غوغای عشقست
دیدگاه ها (۱۲۳)

آن روز که دل ، دل به دلت داد غلط بودعاشق شد و در دام تو افتا...

گر که چشمانت دمی با من مدارا کرده بوداین کویر سینه را مانند ...

دخترک گفت به آدم برفیخوش به حالت که نداری حرفیکه تو را گرم ک...

شب شد و باز به خوابم تو بیابه کویرِ دل سرابم تو بیاای طب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط