{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گیسوی ارباب

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "

#𝐏𝐀𝐑𝐓.31

از تعجب نزدیک بود شاخ در بیارم

از پشت میز بلند شدو منم پشت سرش راه افتادم از در عمارت بیرون رفتیم

که با یک مرسدس بنز AMG جی63 مشکی جلا خورده روبرو شدم

اقا خودم ریختم پشمام موند من عاشق ماشین و موتور بودم این بهترین ماشین رویاهام بود الان جلوی چشمام بود،با تشر ارباب به خودم اومدم

-فکتو بگیر نیوفته،سوارشو کلی کار دارم

خودمو جمع کردمو طرف ماشین رفتم در رو با اروم ترین حالت ممکن باز کردمو سوار این عروسک مشکی شدم

اربابم سوار شدو با باز شدن در عمارت ماشین با سرعت از جاش کنده شد

عاشق سرعت بودم الان داشتم به بهترین نحو ازش لذت میبوردم

بعد از بیست دقیقه جلوی یک تتو شاپ بزرگ ماشین از حرکت ایستاد...
دیدگاه ها (۰)

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "#𝐏𝐀𝐑𝐓.32{ارتوش}ماشین که وایس...

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "#𝐏𝐀𝐑𝐓.33بعد از بیست دقیقه دی...

خاستگار پیدا شده #ناشناس

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "#𝐏𝐀𝐑𝐓.30{حورا}حرفاشو زد از ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط