گیسوی ارباب
#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "
#𝐏𝐀𝐑𝐓.32
{ارتوش}
ماشین که وایساد رو کردم و حورا گفتم
-بدو پایین زود تموم شه کار دارم
از ماشین پایین شدم و رفتم طرف در شاگرد که حورا هم پایین شده بود
وارد تتو شاپ شدیم که دیشب به مهران گفته بودم وقت رزرو کنه
جلوی میز منشی وایسادم لب زدم
-وقت رزرو داشتم به اسم ارتوش راد
دختره یک نگاهی به کامپیتر جلوش انداخت با صدای تو دماغیش لب زد
:بله بفرمایید داخل
حورا جلو شد اومدم پشت سرش برم که منشی گفت
:فقط یک نفر میتونه وارد شه
نفسمو حرصی بیرون دادم و رو کردم به حورا گفتم
-برو تو من اینجا نشستم بگو زود تمومش کنه
حورا سری تکون دادو منم نشستم روی صندلی های انتظار
بعد از ده دقیقه صدای اخ نا..له های حورا بلند شد هر اخی که میگفت منم یجوری میشدم چم شده بود من.؟!
#𝐏𝐀𝐑𝐓.32
{ارتوش}
ماشین که وایساد رو کردم و حورا گفتم
-بدو پایین زود تموم شه کار دارم
از ماشین پایین شدم و رفتم طرف در شاگرد که حورا هم پایین شده بود
وارد تتو شاپ شدیم که دیشب به مهران گفته بودم وقت رزرو کنه
جلوی میز منشی وایسادم لب زدم
-وقت رزرو داشتم به اسم ارتوش راد
دختره یک نگاهی به کامپیتر جلوش انداخت با صدای تو دماغیش لب زد
:بله بفرمایید داخل
حورا جلو شد اومدم پشت سرش برم که منشی گفت
:فقط یک نفر میتونه وارد شه
نفسمو حرصی بیرون دادم و رو کردم به حورا گفتم
-برو تو من اینجا نشستم بگو زود تمومش کنه
حورا سری تکون دادو منم نشستم روی صندلی های انتظار
بعد از ده دقیقه صدای اخ نا..له های حورا بلند شد هر اخی که میگفت منم یجوری میشدم چم شده بود من.؟!
- ۱۵۷
- ۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط