{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

. دختری درکتابخانه دانشگاه مشغول مطالعه‌ بودپسرجوانی اومد

. دختری درکتابخانه دانشگاه مشغول مطالعه‌ بودپسرجوانی اومددرکنارش ودرگوشش گفت:میتونم اینجابشینم,دختره باصدای بلندگفت:خونه ات نمیام,همه دانشجویان باتعجب به پسرنگاه کردند.پسرک شرمنده شدودرگوشه ای نشست ومشغول مطالعه‌ شد,پس ازمدتی دختروسایل خودراجمع کردودرحالی که ازکتابخونه خارج میشدودرگوش پسره گفت من روانشناسی خوندم میدونم کاری کردم خجالت زده بشی,پسرک بلنددادزد: اوه شبی 200 دولارزیاده.همه دانشجویان بانفرت به دخترنگاه کردند,پسرک چشمکی زدوگفت" من حقوق میخونم میدونم چطوری بی گناه راگناهکارکنم....
دیدگاه ها (۵)

دختری درکتابخانه دانشگاه مشغول مطالعه‌ بودپسرجوانی اومددرکنا...

بخونید اینو باحاله ... دختر در کتابخانه دانشگاه مشغول کتاب خ...

୨୧ ───────── ୨୧ ♡ 𝑯𝑬𝑳𝑳𝑶, 𝑳𝑶𝑽𝑬𝑺 ♡ 𐙚 [ژورنال. Journal]...

قوی بمان‌چون همه چیز بهتر خواهد شد‌ممکن است امروز هوا طوفانی...

اسکیز به عنوان شخصیت های مانهوا🎀𝐍𝐞𝐰 𝐩𝐨𝐬𝐭.𖥔 ݁ ˖🩷✦با لایک و کا...

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

پسر من، گاو مامان🤣🤣𝐍𝐞𝐰 𝐩𝐨𝐬𝐭.𖥔 ݁ ˖🩷✦با لایک و کامنت هاتون خوش...

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط