{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختری درکتابخانه دانشگاه مشغول مطالعه‌ بودپسرجوانی اومددر

دختری درکتابخانه دانشگاه مشغول مطالعه‌ بودپسرجوانی اومددرکنارش ودرگوشش گفت:میتونم اینجابشینم,دختره باصدای بلندگفت:خونه ات نمیام,همه دانشجویان باتعجب به پسرنگاه کردند.پسرک شرمنده شدودرگوشه ای نشست ومشغول مطالعه‌ شد,پس ازمدتی دختروسایل خودراجمع کردودرحالی که ازکتابخونه خارج میشدودرگوش پسره گفت من روانشناسی خوندم میدونم کاری کردم خجالت زده بشی,پسرک بلنددادزد: اوه شبی 200 دولارزیاده.همه دانشجویان بانفرت به دخترنگاه کردند,پسرک چشمکی زدوگفت" من حقوق میخونم میدونم چطوری بی گناه راگناهکارکنم....ما خراب رفيق بودیم ....
غافل از اینکه .....
رفیق تو فکر خراب کردن ما!!!!!!!!!
دیدگاه ها (۳)

مرد کیست؟

؟؟

والا چی بگم.

واقعا که ؟

. دختری درکتابخانه دانشگاه مشغول مطالعه‌ بودپسرجوانی اومددرک...

بخونید اینو باحاله ... دختر در کتابخانه دانشگاه مشغول کتاب خ...

دانلود مجله فیلم و هنر - شماره 448 - 7 شهریور 1352

دانلود کتاب بابا لنگ دراز - نویسنده جین وبستر

دانلود مجموعه های کتاب هفته - سردبیر محسن هشترودی

عزیز البریهی

#تکست #pfp #مود

من خیلی بااحتیاط زندگی می‌کردم،فکر می‌کردم کسی دارد نگاهم می...

#کتاب #کتاب_خوانی #یار_مهربان#کتاب_خوب_بخوانیم #کتابخانه #کت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط