{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

۲ ستاره و ۳ ماه

۲ ستاره و ۳ ماه

پارت۶۲

اولکا:عه واقعا چه جالب هدفمون یکیه فکر کنم امشب از شرشون خلاص میشیم
آیسا: اره خیلی خوبه


ویو دزموندا
ترافیک بود و میخواستن هوا بخورن پس بقیه راهو دارن قدم میزنن
دامیان داره با خودش کلنجار میره
دامیان[ایی احمق تو میخوای ازدواج کنی خیر سرت یه ذره 🍅انیا رو دوست داری بعد میری دیسکو؟؟؟خاک تو سرت تازه اونم چه دیسکویی وقتی همه میرن پارتنر پیدا کنن]

دمیتریوس: دامیان خوبی؟
دامیان نیمه داد: نخیرم خوب نیستم ما چرا میخوایم بریم خیر سرت تو گفتی عاشق آیسایی احمق حالا میری دیسکو؟

دمیتریوس: خب خب مشکلت معلوم شد فقط با فرق اینکه به جای اینکه خودتو انیا رو بزاری منو آیسا رو گذاشتی تا مستقیم مشکلتو نگی

دنیل:بعدشم بین اونو ایسا هیچی نیست

دمیتریوس یه اخم ریز زد
دامیان: دمیتریوس تو خیلی تیزی هااا ازکجا فهمیدی مشکلم اینه
دمیتریوس: ما اینیم دیگه

میخواستم این یه پارتو بزارمم براتون چون خیلی دیر شده بود مدتی بود پارت نداده بودم ولی اصلش باید پارتو نمیذاشتم چون انفالو کردین شد ۹۹ تا😐😭
خب تا پارت بعد دیگه واقعا باید ۱۰۰ تا باشیم یا حتی بیشتر اگه نشد نمیدونم پست بزارین
تگم کنین یا چیز دیگه اییی...
و همینطور دوستون دارمممم💜
دیدگاه ها (۱۵)

۲ ستاره و ۳ ماهپارت۶۳اولکا و آیسا شروع کردن به نقش بازی کردن...

میخوام عکس رمانو عوض کنمممشما کدومو انتخاب می‌کنین نطر خودتو...

راستی بچه ها یه چیززز مهممماسکی از روی رمان یا اینکه خیلی شب...

۱۰۰ تایی شدیمممممممخیلی خوشحالممممهمین دیروز بود یدونه فالور...

۲ ستاره و ۳ ماهپارت۶۱فلش به ساعت ۸(لباسا رو بعدا براتون میزا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط