{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مهربانی ؛ چشم بارانی چه می آید به تو

مهربانی ؛ چشم بارانی چه می آید به تو
عاشقی ؛ این حس روحانی چه می آید به تو

آن نگاه زیر چشمی با وقارت می کند
این تبسم های پنهانی چه می آید به تو

حرکت آن خال مشکی با تکان های لبت
تا که شفع و  وتر می خوانی چه می آید به تو

موی مجنون ، ریش درویشی چه می آید به من
ناز لیلا ، اخم سلطانی چه می آید به تو

اخم کن ! آخر نمی دانی که وقتی ابروی
چین می اندازد به پیشانی چه می آید به تو

بی قرارِ رفتنی، موجی بزن دریای من!
گر چه آرامی ،پریشانی چه می آید به تو

قیصرِ رومی – حجازی ! آن عبور با شکوه
باسواران خراسانی چه می آید به تو
خال تو آن نقطه ی پایان دفتر های ماست
خال در این بیت پایانی چه می آید به تو
دیدگاه ها (۲)

یک غزل مهمان من باش و پس از آن شب بخیرنرم نرمک دستی افشان پا...

ﺑﯽ ﺧﺒﺮ ﻣﯽ ﺭﻭﻡ ﻭ ﺑﯽ ﺧﺒﺮﯼ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﻧﯿﺴﺖﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺭﻭﺡ ﻣﻦ ﺍﺯﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﺩﻟﭽ...

تو را دل برگزید و کار دل شک برنمی داردکه این دیوانه هرگز سنگ...

عصر یک روز بهاری بین گلها دیدمتشب که شد در خواب دیدم دست برد...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~~هماننده روزی که او را ملاقات ...

~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~~هماننده روزی که او را ملاقات ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط