{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه ها باید یه چیزی بهتون بگم

بچه ها باید یه چیزی بهتون بگم
خیلی ها توی پیوی من پیام دادن که رمانت افتضاح هست من چیزی نفهمیدم اصلا عاشقانه نیست ، بچه ها من از قوه تخیلم استفاده میکنم خط به خط داستان از ذهن خودم هست کسی کمکم نمی‌ده و اینکه من نمی‌خوام داستانم بچگانه باشه پارت یک گذاشتم پارت دو عاشق هم بشن پارت سه عروسی کنن تمام من دارم تلاشم میکنم که خواننده حس کنجکاوی کنه داستان براش جذاب باشه حس این نکنه فضای داستان بچگانه هست بچه نوشته پس پیوی من رو نترکونید قبل از اینکه هیت بهم بدین توی پیوی این پست من رو نگاه کنید ممنون که وقت گذاشتید🤎🧸
دیدگاه ها (۷)

𝓈𝓂𝒾ℯPart "49"☆ویو هانا☆جشن هنوز ادامه داشت.همه می‌خندیدن، مو...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "50"☆ویو هانا☆چند دقیقه بعد دوباره وارد سالن شدم.ه...

𝓈𝓂𝒾ℯPart "48"☆ویو هانا☆نورهای سالن کم شد.همه ساکت شدن.فقط صد...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "47"☆ویو هانا☆فردای اون روز، از صبح عمارت شلوغ بود...

سلامممم چطوریدد؟ بچه ها یکم تحت فشار درس ها هستم به جز درس ه...

رمان خاطرات زندگی نسخه اگر شینوبو زنده میموند پارت پنجم خب ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط