{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت پانزدهم | به امید دیدار بعدی.

پارت پانزدهم | به امید دیدار بعدی.

پارک لارا

صبحانه بالاخره تموم شد.

هرکسی مشغول جمع کردن وسایل خودش بود و کم‌کم آماده می‌شدیم که برگردیم.

میچا کیفش رو برداشت.

ـ من فقط می‌خوام برسم خونه و بخوابم.

رُزا خندید.

ـ تو دیشب هم همینو می‌گفتی.

ـ چون هنوز بهش نرسیدم.

من خندیدم و کیفم رو برداشتم.

ـ آماده‌ای؟

ـ آره.

رُزا کلید ماشینش رو برداشت.

ـ پس بریم.

جی‌هان که کنار در ایستاده بود، رو به همه گفت:

ـ خب، فکر کنم دیگه وقت رفتنه.

لیام کت خودش رو برداشت.

ـ آره، منم باید برم.

جونگ‌کوک هم گوشی و کلیدش رو برداشت.

ـ من و جی‌هان مستقیم می‌ریم شرکت.

رُزا گفت:

ـ منم لارا و میچا رو می‌رسونم.

جی‌هان سرش رو تکون داد.

ـ خوبه.

چند لحظه سکوت شد.

همه جلوی در ایستاده بودیم.

انگار هیچ‌کس نمی‌دونست دقیقاً باید چی بگه.

بالاخره جی‌هان لبخند زد.

ـ خب... خوش گذشت.

میچا گفت:

ـ با اینکه بعضیا دیشب آبروی خودشون رو بردن.

نگاهش کردم.

ـ منظور خودتی؟

ـ نه، منظور تویی.

ـ میچا!

رُزا خندید.

ـ ولش کنین.

جی‌هان سرش رو تکون داد.

ـ امیدوارم دیدار بعدی داشته باشیم، همگی.

لیام لبخند زد.

ـ منم همین‌طور.

رُزا گفت:

ـ حتماً.

من هم لبخند زدم.

ـ آره، خوش گذشت.

جونگ‌کوک چیزی نگفت.

فقط برای لحظه‌ای نگاهم کرد و بعد خیلی ساده گفت:

ـ مراقب خودت باش.

ـ تو هم.

همین.

نه شماره‌ای رد و بدل شد.

نه قراری برای دیدن دوباره گذاشته شد.

هرکسی مسیر خودش رو داشت.

من و میچا همراه رُزا به سمت ماشین رفتیم.

وقتی سوار شدم، آخرین بار از پنجره به ویلا نگاه کردم.

نمی‌دونستم دوباره اونجا برمی‌گردم یا نه.

راستش حتی فکر نمی‌کردم دوباره جونگ‌کوک رو ببینم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اما بعضی آدما...

درست وقتی فکر می‌کنی آخرین باره که می‌بینیشون،

تازه اول داستانشونه.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(بچها بعد ازین پارت شرط میزارم.)

خب بچهاا خوشتون اومدد؟
لایک و کامنت ببینم وگرنه بجون ننم پارت بعدی درکار نیست 🌚😌😂
دیدگاه ها (۰)

بانو فالوشه...؟ 🤎@fate.suga7

قشنگم فالوشه؟💞@army.fate

پارت دوازدهم | راهی ویلاپارک لارامهمونی کم‌کم داشت تموم می‌ش...

پارت نهم | مهمانیپارک لاراصدای موسیقی از چند متر اون‌طرف‌تر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط