{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انبه شیرین من

انبه شیرین من

Part 4


ویو تهیونگ

پاشدم دیدم کل بچه ها اومدن فقط جونگکوک نیومده خواستم بهش زنگ بزنم ولی استاد اومد بخاطر همون گفتم بعد کلاس میرم میبینمش


کلاس که تموم شد با بچه ها خداحافظی کردمو به سمت خونه کوک حرکت کردم وقتی رسیدم درو زدم خدمتکار باز کرد رفتم طرف اتاق کوک تا درو باز کردم رایحه لذت بخش انبه به مشامم خورد واو چه لذت بخش بود

ویو جونگکوک

تو اتاقم بودم و چون هنوز هیت بودم بوی رایحه کل اتاقو گرفته بود وقتی به خودم اومدم دیدم تهیونگ دم دره و با چشمای درشت شده داره نگام میکنه وای نه خدایا


جونگکوک:ته...تهیونگ ... اینجا چیکار میکنی

تهیونگ :دیدم نیومدی کلاس...نگرانت شدم اومدم سر زنم

ویو تهیونگ

وای من فهمیده بودم جونگکوک جفتمه و باید تا الان تحریک نشده بودم از اونجا میرفتم باید سر یه زمان مناسب بهش میگفتم

ویو جونگکوک

بعد از چن دیقه تهیونگ سمت در حمله ور شد و از خونه زد بیرون خدایا عجیب بود و طاقت فرسا میخواستم از خنگی خودم جیغ بزنم چرا درو قفل نکردم چراااااااعع


ادامه دارد...

بچه ها نظرتونو بگین لایک یادتون نره😁
و اینکه معذرت میخوام انقدر دیر گذاشتم متاسفانه یه کاری واسم پیش اومده بود از این به بعد سعی میکنم زود زود بزارم ممنونم بابت حمایتاتون😘😘😘🥰🥰🥰
دیدگاه ها (۱۳)

شات متقابل؟؟بچه ها هر کسی خواست شاتش کنم تو کامنتا بگه شاتش ...

بچمو🤣🤣🤣

آرام واقعا بچه ها واقعا اگر نامجون نبود ها یعنی واقعا آرمی و...

you are making me crazyپارت⁷

you are making me crazyپارت⁹

اردو پارت ۶ویو ات:که یهوو گوشیش زنگ خورد گوشیشو بر داشت........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط