separation part2🎬❤👠
separation part2🎬❤👠
از زبان ا/ت
تا اینو شنیدم سریع از افکارم بیرون اومدمو یه نفس عمیق کشیدم و سعی کردم تعداد ضربان قلبمو کنترل کنم تا قبل از اینکه تو سینم منفجر شه
من که کار خلافی نکردم خسته بودم اومدم استراحنت کنم
وقتی برگشتم با مرد قد بلد و اوه نگم بهتره مواجه شدم
ا/ت➕ تهیونگ➖ جونگ کوک✖
➕: م م من... من فقط اومده بودم که
✖: دنبال چی میگشتی؟
اونم تو اتاق من
➕: من یه...
من یه میکاپ آرتیستم که سه ماه پیش به این کمپانی اومدم من برای آقای کیم ته
✖: اسمت چیه؟
➕: ا/ت
✖: فامیلی؟
➕: کیم
✖: اسمتو از زیر لبای یه نفر به تازگی زیاد شنیدم...
تو خواهر کیم تهیونگی؟
➕: نه من... من درواقع... خب من
➖: میکاپ آرتیستمه
حس کردم حس کردم دستای گرم و آهنگی کسی دستمو تو دستش قفل کرده
وقتی برگشتم با تهیونگ مواجه شدم
➖: البته باید اینم بگم که اون قراره...
گره ی دستمو تو دستاش محکم تر کرد و منو سمت خودش کشوند
➖: با من ازدواج کنه
وقتی اینو از زیر لبای تهیونگ شنیدم نه خوشحال شدم نه ناراحت که هیجان زده نه خجالتی بودم تو شوک فرو رفته بودم
چیزی حس نمی کردم یا چیزی نمیشنیدم
✖: تو به من چیزی نگفتی تهیونگ
اینک چطور میخوای به بقیه بگی؟ حتی اگه بیخیال کمپانی شی می خوای با ارتش بزرگی که پشت در این ساختمون کمین کرده تا تو رو برای یه ثانیه ببینه چیکار کنی؟
➖: بیخیالش میشم
✖: اونا قبول نمیکنن
➖: یادمه خودت بهم گفتی به تازگی با... اوم خودت بهتر میدونی کیو میگم قرار میزازی
چیه تحت تاثیر قرارت داده؟ بهم نگو که قصد تون ازدواج نیست چون شواهد چیز دیگه ای رو نشون میده
تنهل کسی که این مسئله رو نمیدونه طرفداران...
اگه اونا باخبر بشن که آیدل مورد علاقشون میخواد یه دخترو...
✖: حداقل امیدوارشون نمیکنم اما تو برعکسش عمل میکنی
وقتی جونگ کوک اینو گفت اخمای تهیونگ کم کم تو هم رفت
گذشته از اون این ماجرا هم تمون شد و ا/ت و تهیونگ تونستن با هم ازدواج کنن چون طرفدارا بجز قبول کردن این مسئله چاره ی دیگه ای نداشتن
هیت هایی زیادی صورت گرفت اما طرفدارا هر فنی نبودن که آیدلشونو به این زودی کنار بزنن
با حمایتای طرفدارا تهیونگ و ا/ت تونستن یک صدم درصد احساس آرامش کنن اما همچنان خیلیا بودن که بخاطر ازدواجشون بهشون هیت بدن
پایان فلش بک
از زبان ا/ت
تا اینو شنیدم سریع از افکارم بیرون اومدمو یه نفس عمیق کشیدم و سعی کردم تعداد ضربان قلبمو کنترل کنم تا قبل از اینکه تو سینم منفجر شه
من که کار خلافی نکردم خسته بودم اومدم استراحنت کنم
وقتی برگشتم با مرد قد بلد و اوه نگم بهتره مواجه شدم
ا/ت➕ تهیونگ➖ جونگ کوک✖
➕: م م من... من فقط اومده بودم که
✖: دنبال چی میگشتی؟
اونم تو اتاق من
➕: من یه...
من یه میکاپ آرتیستم که سه ماه پیش به این کمپانی اومدم من برای آقای کیم ته
✖: اسمت چیه؟
➕: ا/ت
✖: فامیلی؟
➕: کیم
✖: اسمتو از زیر لبای یه نفر به تازگی زیاد شنیدم...
تو خواهر کیم تهیونگی؟
➕: نه من... من درواقع... خب من
➖: میکاپ آرتیستمه
حس کردم حس کردم دستای گرم و آهنگی کسی دستمو تو دستش قفل کرده
وقتی برگشتم با تهیونگ مواجه شدم
➖: البته باید اینم بگم که اون قراره...
گره ی دستمو تو دستاش محکم تر کرد و منو سمت خودش کشوند
➖: با من ازدواج کنه
وقتی اینو از زیر لبای تهیونگ شنیدم نه خوشحال شدم نه ناراحت که هیجان زده نه خجالتی بودم تو شوک فرو رفته بودم
چیزی حس نمی کردم یا چیزی نمیشنیدم
✖: تو به من چیزی نگفتی تهیونگ
اینک چطور میخوای به بقیه بگی؟ حتی اگه بیخیال کمپانی شی می خوای با ارتش بزرگی که پشت در این ساختمون کمین کرده تا تو رو برای یه ثانیه ببینه چیکار کنی؟
➖: بیخیالش میشم
✖: اونا قبول نمیکنن
➖: یادمه خودت بهم گفتی به تازگی با... اوم خودت بهتر میدونی کیو میگم قرار میزازی
چیه تحت تاثیر قرارت داده؟ بهم نگو که قصد تون ازدواج نیست چون شواهد چیز دیگه ای رو نشون میده
تنهل کسی که این مسئله رو نمیدونه طرفداران...
اگه اونا باخبر بشن که آیدل مورد علاقشون میخواد یه دخترو...
✖: حداقل امیدوارشون نمیکنم اما تو برعکسش عمل میکنی
وقتی جونگ کوک اینو گفت اخمای تهیونگ کم کم تو هم رفت
گذشته از اون این ماجرا هم تمون شد و ا/ت و تهیونگ تونستن با هم ازدواج کنن چون طرفدارا بجز قبول کردن این مسئله چاره ی دیگه ای نداشتن
هیت هایی زیادی صورت گرفت اما طرفدارا هر فنی نبودن که آیدلشونو به این زودی کنار بزنن
با حمایتای طرفدارا تهیونگ و ا/ت تونستن یک صدم درصد احساس آرامش کنن اما همچنان خیلیا بودن که بخاطر ازدواجشون بهشون هیت بدن
پایان فلش بک
۲۷.۶k
۲۶ دی ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۵)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.