{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part42

بعد چندین رسیدیم خونه دیدیم مهمونا نیستن
*حتما رفتن
! هوم
_زنم کو
! حتما دیر شده رفته خونه.
دیدیم از بالا صدای ناله میاد.
*وا این چه صدای هس
! حتما جایی پیدا نکردن
*من دوس ندارم کسی خونم همو بکنه
! بریم ببینیم کیه
سه تایی به طرف صدا راهی شدن.
در اتاق رو باز کردن که با چیزی که دیدن خشک شدن.
_جان؟؟
٬ته
_الان داشتی چه گوهی میخوردی
٬ببین ته....
_زود برو گمشو(عربده)
*اوووووو به خیانتکار خیانت شده چه جالب
! بیب ترو خدا بسه
*چه بسه
! ولش کن

(ته با دختره دعوا کرد دیگه حوصلشو ندارم بنویسم به بزرگی خودتون ببخشید)
دختره رفت.
_ا/ت قشنگم
*ههههههههه الان یادش افتاد
_من ا/تمو میخوام (گریه)
*بهت گفته بودم اگه یادت بیاد
_ویلیام
*اگه پشیمون بشی معذرت خواهی نمیکنی و ازش دور میشی
_من بدون اون میمیرم
*عه چند ساعت پیش بدون ا/ت بودی نمردی
_نه من ا/تمو میخوام
*از خونم گمشو بیرون
_نه نمیرم (با گریه)
*گفتم برو گمشو(عربده)
ته با گریه از خونه خارج شد.
_جوجو کوچولو کجایی چرا پیشم نیستی ایکاش هیچوقت بهت خیانت نمیکردم ای کاش منو ببخشی میخوام بازم باهم باشیم قول میدم دیگه ناراحتت نکنم (بغض)

ته رفت خونه خودش و تا رسید رو تخت ولو شدو خوابید.


ادامه دارد......



(سلام بر خوشگلای من ببخشید خیلی دیر گذاشتم و میخوام هرچه زود تر این فیک رو تموم کنم چون درخواستی از جیمین دارم باید اونو هم بنویسم و میخوام که بازنشر بزنی تا به اکسپلور برم و ببخشید که کم شد
تا پارت بعد خدافظ 💋💋)
دیدگاه ها (۴)

part۴۱به سمت اتاق ا/ت رفتم درو زدم ولی جواب نداد یبار دیگه ز...

part40ویلیام از اتاق رفت بیرون منم دراز کشیدم و به فکر ته شب...

#سناریو_درخواستی :وقتی بچه ی اعضاوا/ت مامانشو اذیت میکنه (هم...

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط