part43

part43

صب با نور خورشید بیدار شدم یه کشی به بدنم دادمو به سمت سرویس رفتم یه ابی به صورتم زدمو اومدم بیرون با حوله صورتمو خشک کردم از اتاق زدم بیرون.
_امروز برم بیمارستان یه سری به ا/ت بزنم دلم براش تنگ شده.
بعد صبحونه رفتم اتاقم حاظر بشم بعد چندین ادکلن تلخم رو زدم از اتاق بیرون اومدم به سمت در ورودی رفتم کفش هامو پوشیدمو زدم بیرون تو راه گل خریدم و راهی بیمارستان شدم.
بعد چندین.
رسیدم بیمارستان.
_ببخشید همراه خانوم ا/ت هستم
پ:خانوم ا/ت الان تو ای سیو هستن
_حالش خوبه
پ:از دیروز خوب تر شدن انشالله پس فردا مرخص میشن
_واقعا (ذوق)
پ:بله
_الان میشه ببینم؟
پ:بزارید از دکتر بپرسم
پرستار رفت.
بعد چندین
پ:همراه من بیایید
_باشه (ذوق)
همراه پرستار به سمت اتاق ا/ت رفتم.
پ:خب من برم ولی لطفا زود بیرون بیایید
_باشه
وارد اتاق شدم که ا/ت بی جون رو روی تخت دیدم قلب درد کرد یعنی الان پرنسسم داره با مرگ میجنگه من فقط میبینم یه قطره اشک از گوشه چشمم افتاد رفتم نشستم رو صندلی کنار تخت و دست ا/ت رو گرفتم.
_پرنسسم نمیخوای بیدار بشی . بخدا پشیمونم هرکاری میخوای باهام بکن بزن منو سرزنشم کن ولی دوباره برگرد من بدون تو نمیتونم.
+ت..... ه (بسم الله الرحمن الرحیم مرده زنده شد 😭)
_جون دلم فدات بشم
+خ.... یلی دوس... ت دار..... م باش.... ه
_منم دوست دارم پرنسسم فدات بشم
+(صرفه)
_خوبی بزار دکتر صدا کنم
ته رفت دکتر صدا بعد چندین دکتر اومد
د:به به خانوم ا/ت قویه
_بله دکتر زن من قویه
+خنده)


ادامه دارد.......

بیرونم نتونستم زیاد بنویسم ببخشید
دیدگاه ها (۳۱)

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

p24²عروس فراریولی این جعبه کاملا سالمه ریندو کاکوچو هم جعبه ...

Forbidden love⑧شب بود کرم‌ درونم فعال شده بود و دوباره زنگ ز...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

سیلام 🎀🧸 بریم برای پارت گذاری ؟بزن بریممممممویو«نامجون»با صد...

وقتی دوست صمیمی بودین ولی اون دوست دختر داشت یه روز. . .. کس...

سناریو ران پارت ۲

ددی خون آشام من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط