{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑺𝒑𝒆𝒆𝒄𝒉𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒍𝒐𝒗𝒆

𝑺𝒑𝒆𝒆𝒄𝒉𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒍𝒐𝒗𝒆
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟐
ویو ات
بعد از راضی شدنه تهیونگ برای اینکه بمونه. دوباره نشستن سره صحبت کردن منم که یه گوشه نشسته بودم و فقط نگاه میکردم. اما کم کم به حالت خاموشی رفتم و چشمام بسته شد. استعداده خاصی تو خوابیدن دارم نه؟
ویو تهیونگ
م. ا:ات........ات برو تو اتاقت بخواب بچه. (آروم)
ات:(همچنان خواب)
تهیونگ :من میبرمش
به سمتش رفتم و براید بلندش کردم و به سمته اتاقش بردم و مادرش در رو باز کرد و بعد از رفتن داخل اتاق در رو پشته سرم بست.
اروم ات رو روی تختش گذاشتم و پتو رو روش کشیدم.
بعد از اون مادره ات با یه دست لباس راحتی وارده اتاق شد.
م. ا=راحت باش پسرم.
و بعد اتاق رو ترک کرد.
بعد از عوض کردن لباسم به سمته تخته سما رفتم و چون تختش دو نفره بود کنارش دراز کشیدم و به صورته خفته در خوابش نگاه کردم . مژه های بسته شده اش سایه ای روی گونه انداخته بود و و موهای پریشان روی بالشت.
دستمو اروم جلو بردم و موهای روی صورتش رو کنار زدم. حتی تو خواب هم خوشگله
مدت ها محو نگاهش بودم و بعد کم کم من هم به عالمه خواب رفتم.
صدای نفس های منظمشون توی اتاق پیچیده بود.
و تهیونگ بعد از مدت ها تونست یه خوابه راحت داشته باشه.
در کنار ات


#bts #namjoon #jin #yoongi #j-hope #jimin #taehyung #jungkook #army
دیدگاه ها (۳)

𝑺𝒑𝒆𝒆𝒄𝒉𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒍𝒐𝒗𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟏ویو اتهنوز تو یه شوک بودم. که به سمته ...

𝑺𝒑𝒆𝒆𝒄𝒉𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒍𝒐𝒗𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟎ویو تهیونگ سواره ماشین شدیم و بعد به س...

𝑺𝒑𝒆𝒆𝒄𝒉𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒍𝒐𝒗𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟑ویو تهیونگسرمو بالا گرفتم تا ات رو صدا...

شب تولدم پارت 38فصل دوم پارت 9ویو تهیونگ: از موهای می سون گر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط