قلبت که می زندسرمن دردمی کند
قلبت که می زندسرمن دردمی کند
این روزها سراسرمن درمی کند
قلبت که ...نیمه ی چپ من تیرمی کشد
تب کرده ،نیمه ی دیگرمن درد می کند
تحریک می کند عصب چشم هام را
چشمی که دربرابر من درد می کند
هی سعی میکنم که تورا کیمیا کنم
هی دست های مس گرمن درد می کند
...دیراست...چرامتولد نمی شوی
شعرتوروی دفتر من درد می کند
نجمه زارع
این روزها سراسرمن درمی کند
قلبت که ...نیمه ی چپ من تیرمی کشد
تب کرده ،نیمه ی دیگرمن درد می کند
تحریک می کند عصب چشم هام را
چشمی که دربرابر من درد می کند
هی سعی میکنم که تورا کیمیا کنم
هی دست های مس گرمن درد می کند
...دیراست...چرامتولد نمی شوی
شعرتوروی دفتر من درد می کند
نجمه زارع
- ۴.۳k
- ۱۰ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط