Part

Part ⁸⁰
ا.ت ویو:
همین که حرفم تموم شد جونگ کوک سریع از تخت بلند شد و دوید سمتم قبل از اینکه بگیرتم رفتم داخل حمام و درو بستم و بهش تکیه دادم..جونگ کوک هی در میزد و می گفت
کوک:هی جئون ا.ت این درو باز کن..
خندیدم گفتم
ا.ت:نوچ نوچ..باز نمیکنم معلوم نیست میخوایی چه بلای سرم بیاری
جونگ کوک یه زر به محکم دیگه به در زد گفت
کوک:ا.ت گفتم در رو باز کن
بدون اهمیت به حرفایی که میزد رفتم زیر دوش و یه حمام حسابی کردم..بعد از تموم شدن حمام حوله رو دور خودم پیچیدم و رفتم بیرون..نگاهی به تخت انداختم جونگ کوک درحالی که روبه سقف دراز کشیده بود ساعدش رو روی چشماش گذاشته بود و خوابیده بود دیدم..لبخندی زدم و رفتم تا لباس بپوشم..بعد از پوشیدن لباس موهامو خشک کردم و رفتم توی تخت..کنار جونگ کوک دراز کشیدم و دستمو انداختم روی سینه هاش و یکی از پاهامو دور یکی از پاهاش حلقه کردم..نفسی عمیق کشیدم گفتم
ا.ت:جونگ کوکا بهم قول بده هیچ وقت ترکم نکنی
جونگ کوک تکونی خود و با یه حرکت منو کامل توی اغوشش کشید گفت
کوک:قول نمیدم قسم میخورم که هیچ وقت ترکت نکنم زیبا رویم..
چشمامو بستم و سرم رو توی گردنش فرو کردم گفتم
ا.ت:خیلی دوستت دارم جئون
جونگ کوک خنده تو گلوای کرد گفت
کوک:من عاشقتم خانم جئون
خندیدم و چشمامو بستم و این اخرین چیزی بود که از جونگ کوک شنیدم..جونگ کوک دستشو لای موهای بلندم کرد و اروم حرکت میداد..چشمام گرم شدن و خوابم برد..
ادامه دارد



حمایت فراموش نشه🍷
دیدگاه ها (۲)

Part ⁸¹ا.ت ویو:چشمامو کمی از هم فاصله دادم..هوا روشن بود ولی...

Part ⁸²ا.ت ویو:انقدر گریه کرده بودم که همونجا درجا بیهوش شدم...

Part ⁷⁹بچه ها لطفا زیر این پست کامنت نزارین میخوام ادامشو تو...

Part ⁷⁸ا.ت ویو:ازش جدا شدم و اومدم پایین اما هنوز توی بغلش ب...

هرزه ی حکومتی پارت ۲که کوک بلند شد و.... رفت سمت ا/ت ونشست ک...

قلب یخیپارت ۱۰از زبان ا/ت:غذامون تموم شد منم میخواستم برم دس...

"سرنوشت "p,36...۱۰ مین بعد ....ا/ت : بریم تو ؟ سرده....کوک :...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط