{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو ات

ویو ات
فردا صبح بیدار شدم و نمی‌دونستم کجا هستم و بلند شدم و در رو آروم باز کردم و کوک رو دیدم که روی کاناپه خوابیده و ارام میخواستم از خونه خارج شم ولی نمیدونستم در خروجی کدومه رفتم سمت کوک.
ات: من چطور اومدم اینجا؟
کوک هنوز خواب بود.
ات با داد گفت: من چطور اومدم اینجا؟
خلاصه کوک بیدار شد ولی هیچی نگفت درمورد اینکه چطور ات رو آورده خونش .
بعد از چند دقیقه صبحانه‌ ای حاضر کرد و گفت: ات بیا اول صبحانه بخوریم....بعدش حرف میزنیم.
ات آروم سمت میز صبحانه رفت
دیدگاه ها (۴)

ات: من چطور اومدم اینجا؟ کجا بودم؟ منو از کجا پیدا کردی؟ چمد...

ات: چرا باید برگردم پیش تو...کوک: کجا میخوای بمونی ......مید...

ات: چرا؟ کوک: فقط بیا توی ماشین حرف بزنیم. رفتم نشستم روی صن...

همون شب با پول باقی مانده ته جیبم رفتم یه مشروپ خریدم و خورد...

کوک میخواست صورت ات سمت خودش نگه داره ولی ات ترسید و فک کرد ...

نام فیک: عشق مخفیPart: 3ویو ات*ات. اقای پارک گفتن که هنوز وس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط