ات: چرا باید برگردم پیش تو...
ات: چرا باید برگردم پیش تو...
کوک: کجا میخوای بمونی ......میدونی وقتی شب میشه بیرون چقدر خطرناکه؟؟
ات هیچی نگفت و گوشیشو برداشت و رفت .
کوک بعد از صبحانه رفت سمت کمپانی پیش اعضا...
توی اتاق دنس هیچکس از ات حرف نمیزد حتی کوک . همه بدون هیچ حرفی میرقصیدن.
شب شد و کوک تا شب هی گوشیشو چک میکرد و زیر لب گفت: کجایی؟؟
نامجون: چی شده؟
کوک: میشه امروز زود تر برگردم خونه
نامجون: چیزی شده؟
کوک به دروغ گفت: بدنم کمی درد میکنه.
نامجون: باشه.
کوک: کجا میخوای بمونی ......میدونی وقتی شب میشه بیرون چقدر خطرناکه؟؟
ات هیچی نگفت و گوشیشو برداشت و رفت .
کوک بعد از صبحانه رفت سمت کمپانی پیش اعضا...
توی اتاق دنس هیچکس از ات حرف نمیزد حتی کوک . همه بدون هیچ حرفی میرقصیدن.
شب شد و کوک تا شب هی گوشیشو چک میکرد و زیر لب گفت: کجایی؟؟
نامجون: چی شده؟
کوک: میشه امروز زود تر برگردم خونه
نامجون: چیزی شده؟
کوک به دروغ گفت: بدنم کمی درد میکنه.
نامجون: باشه.
- ۳۲.۴k
- ۱۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط