{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مارا دگر از؛

مارا دگر از؛
طعنه ی دشمن گله ای نیست

کان عهد که بستیم؛
رفیقان بشکستند
دیدگاه ها (۱)

کاشآن مقصدی بودمکه تو را مشتاقِ رفتن کرد

نشسته می خوابمبا سری فرو رفته در یقهپرنده ای که درون من استآ...

خوشاآن‌دم که با ما یار خوش بود ...

«تلخ کنی دهانِ من، قند به دیگران دهی ،نم ندهی به کشتِ من آب ...

چه بگویم که دگر حوصله ای نیست مرا...دگر از دست کسی هم گله ای...

گله ای نیست ولی هرچه بد دیدیم از رفیقان بودو دشمنان از دور ت...

آن چیز که در سینه‌ی من بود، دگر نیستآن عشق که جان‌مایه‌ی غم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط