{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشسته می خوابم

نشسته می خوابم
با سری فرو رفته در یقه
پرنده ای که درون من است
آوازی غمگین زیر لب دارد
مثل یک فلامینگو
جامانده از مهاجرت.
دیدگاه ها (۴)

شبـی در عــــالم مستی همین قـــــدر آرزو دارمکه مست از جای ب...

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشددر دام مانده باشد صیاد رفته ...

کاشآن مقصدی بودمکه تو را مشتاقِ رفتن کرد

مارا دگر از؛طعنه ی دشمن گله ای نیستکان عهد که بستیم؛رفیقان ب...

🌙 دلتنگی، شبیه آن جامانده‌های زیر فرش است که هر بار جار...

کپشن

پیراهنم را در آوردم، درون کمد انداختم و رفتم توی استخر. باز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط