{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دوازدهم

پارت دوازدهم
در آغوش زندان
ویو کوک
وقتی ته داشت بهم میگفت 3 روز دیگه ازاد میشی و بعدش باهم زندگی مشترک راه میندازیم معصومیت و صادق بودن از طرز حرف زدنش و چشماش میبارید ولی اخه اگه بفهمه من از همون اول بهش علاقه ای نداشتم چی ولش کن برام مهم نیست اون پسره ی احمق باور کرده که من همجنسگرام و بهش علاقه دارم مهم نیست در هر صورت 3 روز دیگه مونده تا از این خراب شده بیام بیرون
ویو ته
وای خیلی خوب شد 3 روز دیگه کوک ازاد میشه
و بعدش میتونم باهاش وقت بگذرونم(الهی بگردم پسرم بدجور عاشق شده)
فکر نمیکردم یه روز اینقدر عاشق کسی بشم مطمئنم هیچ وقت منو ترک نمیکنه خیلی دوسش دارم واییی (ذوق)
فلش بک به سه روز دیگه
سرباز:جئون جونکوک
کوک:بله چی میخوای
سرباز :ازاد شد وسایلت رو جمع کن بعدش بیا لباست رو عوض کن و برو‌
کوک:باشه برو گمشو بیرون تا لباس عوض کنم
سرباز:باشه بی ادب
بعدش سرباز میره
ویو ته
امروز با جیمین رفتیم پیش رئیس و برگه اسئفا رو پر کردیم و جیمین رفت خونه ی یونگی منم الکی گفتم کار دارم رفتم دمه دره زندان منتظر کوک بودم تا بیاد
ویو کوک
لباسمو عوض کردم وسایلمو جمع کردم سوییچمو از قسمتی که روزه اول زندان ازم گرفتن رو ازشون گرفتم و رفتم بیرون که دیدم ته با یه دسته گل بیرو وایستاده و منتظره من
کوک:هوی ته من اینجام
ته بدو بدو میره پیشش و بغلش میکنه
ته:سلام کوک خیلی دلم برات تنگ شده بود
(نکته:ته این سه روز کوک رو ندیده بود‌)
کوک:سلام(سرد)
ته:چی شده کوکی از دستم ناراحتی؟
کوک:نه فقط خیلی خستم میخام برم خونه بخوابم
ته:خب باشه کوکی میشه منو تا خونم برسونی؟
کوک:نه خیلی خوابم میاد خودت با تاکسی برو
ته:باشه کوکی (با مهربونی)
و بعدش کوک میره و دسته گلو از ته نمیگیره
ویو ته
نمیدونم امروز چرا اینجوری شده ولی شاید خوابش میومده عب نداره شاید استراحت کنه بهتر بشه
که یهو

سلام نانایی ها 👶🏻
چون قبلی رو کم نوشتم اینو زیاد نوشتم امیدوارم خوشتون بیاد
اینم اسپویل:کوک ازدواج میکنه
پارت بعدی نه ولی پارت بعدش مبینید که با کی ازدواج میکنه
دیدگاه ها (۲)

پارت سیزدهمدر آغوش زندان که یهو گوشی ته زنگ میخوره گوشیش رو ...

پارت چهاردهمدر آغوش زندان ویو کوکهوف باز باید برم اون لیا گو...

پارت یازدهمدر آغوش زندانته:جیمین راستی گردنت چی شدهجیمین :خب...

پارت دهمدر آغوش زندانپ. ت:خب راستشته:خب راستش چی؟پ. ت:درست ش...

پارت نهم در آغوش زندان ته :ممنون بابایی خیلی دوست دارمو بعد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط