{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمانت!

چشمانت!
من غرق در خشکی چشمانت شدم
تا کی میخواهی نگاهم را نفهمی؟
دیدگاه ها (۰)

متاسفم بخاطر اینکه.. بیش‌از‌ حد‌ روت‌حساسمبیش‌از حد آزاردهند...

دوست داشتنت واقعا چیز عجیبیه!بعد از اون همه ضربه‌ای که بهم ز...

درختان قصه گو داستان سرایی شان را شروع کردند.میگفتند از عجای...

قفسه خاک گرفته کتابخانه ام را نگاه میکنم!کتابی را بر میدارم ...

وقتی از زندگی ناامید شدم چشمانت به یادم امد تا ابد غرق شدم ...

من با نگاهم حرف زدم، تو چشمانت کر بود.

تو در کارهای کثیف غرق شدی و من در چشمانت.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط