{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز هم که رفتی و تنهایی من سر به فلک کشیده است

باز هم که رفتی و تنهایی من سر به فلک کشیده است
باز هم که نیستی و اشکهایم سیل مانند مرا به زیر کشیده است
باز هم که سوختی و باز برای شمع شدن پشیمان شده ام
باز هم که یادت امانم را بریده است
باز هم که غصه دارم در قلب تاریکم از نبود تو
باز هم که نمیشنوم صدای دلنشینت را در خانه سوت و کورم
باز هم که گم شدی در خاطره ها وچشمم از دیدن عکس تو سیر نمیشود
سالهاست که رفتی ولی هر روز اینها را تکرار میکنم
شاید بشنوی ،بفهمی،احساس کنی
در واقعیت نه ولی انتظار امدنت در خوابم را که میتوانم داشته باشم
باز هم که بغض و بعد ..............مثل همیشه
دیدگاه ها (۱)

لمس کن کلماتی ر اکه برایت می نویسم ... تا بخوانی و بفهمی چق...

جاگذاشته ام دلی هرکه یافت مژدگانی اش تمام “زندگی ام”

ایـن روزهــا.... دروغ گفتــــن را خــــــوب یـاد گرفتـــــــ...

و رویای ما به حقیقت پیوست ، قلبهای ما به هم پیوست و زندگی آغ...

باز هم که رفتی و تنهایی من سر به فلک کشیده استباز هم که نیست...

باز هم که رفتی و تنهایی من سر به فلک کشیده استباز هم که نیست...

باز هم که رفتی و تنهایی من سر به فلک کشیده است باز هم که نیس...

باز هم که رفتی و تنهایی من سر به فلک کشیده است باز هم که نیس...

باز هم که رفتی و تنهایی من سر به فلک کشیده است باز هم که نیس...

باز هم که رفتی و تنهایی من سر به فلک کشیده است باز هم که نیس...

باز هم که رفتی و تنهایی من سر به فلک کشیده استباز هم که نیست...

باز هم که رفتی و تنهایی من سر به فلک کشیده است باز هم که نیس...

باز هم که رفتی و تنهایی من سر به فلک کشیده است باز هم که نیس...

باز هم که رفتی و تنهایی من سر به فلک کشیده است باز هم که نیس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط