{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ببار ای اشک سیل آسا که یارم بر نمی گردد

ببار ای اشک سیل آسا که یارم بر نمی گردد

در این دنیای تنهایی به ما یاور نمی گردد

هزاران بار جان دادم به عشقش روز و شب اما

دریغا خُلقِ بی مهرش به ما خوشتر نمی گردد
دیدگاه ها (۴)

ﻏــﺮﻕ ﺩﺭﺩﻡ ﻭﻟــﮯ ﻣﮯ ﺧـﻨـﺪﻡﺧـﻨـﺪﻩ ﺍﮮ ﮐـﻪ ﺗـﻠـﺨﯿـﺶ ﺭﺍ...ﻓـﻘـﻂ ...

گـــــاهی نـــــه گریـــــه آرامت می کنــــدو نـــــــــــه ...

بر لبه ی پرتگاهی ایستاده امکه در بی نهایتش ... صدایم می زنیم...

مهم نیست که شانه هایت تجسم است...و آغوشت خیال!همه یادت اینجا...

آن‌که رخسار تو را این همه زیبا می‌کردکاش از روز ازل فکر دل م...

گاهی آدم آن‌قدر خسته می‌شود که دیگر حتی اشک هم برایش نمی‌مان...

نگرانی دختر شهید طهرانچی برای از دست دادن پدر ...سعیده طهران...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط