بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
حیوان درون :
هر کس حیوانی درونش است.ما همه هر کدام حیوانی درون خود داریم که باید آن را در روند زندگی رام و مطیع سازیم واِلّا همواره درتشویش و اضطراب بسر خواهیم برد.
به نمادهای زودیاک و بروج دوازدهگانه توجه کن.هر کدام دارای نمادی حیوانی هستند. این نکتهای است که حکمای باستان آن را نه برای سر گرمی، که برای بیان حقیقتی بیان کردهاند.
نکته اینست که ما باید حیوان درون خود را بشناسیم و آنگاه آن را رام نموده و به خدمت گیریم. این نفس حیوانی، خرافه نیست. واقعیت دارد.
این نفس را نباید کشت بلکه باید آن را رام و مطیع نفس قدسی نمود.یکی از مهمترین اسرار سلوک همین است.
ما همگی موظفیم حیوان درون خود را رام و در خدمت جریان هستی قرار دهیم.
پیش از هرچیز باید بدانی که حیوان بد وجود ندارد. آنچه بد است، تربیت نیافتگی، وحشیگری و خود بزرگبینی است. حتی اگر حیوان درون کسی مار و عقرب باشد میتواند با رام و مطیع کردن آنها، فواید و خدمات بی شمار تقدیم هستی کند. میتواند بجای نیش زدن و زخم زبان زدن و مرگ آفرینی، از سمشان پاد زهری حیات بخش تهیه و تقدیم جریان زندگی کند.
انسانی که نتواند حیوان درونش را رام قوّهٔ عاقلهاش کند، تبدیل به موجودی خطر ناک و غیرقابل اعتماد می گردد. زیرا حیوان درون هر کس، خواهان به ظهور رساندن خود در واقعیتهای بیرونی است. و اگر راهی برای خروج نیابد درون آدمی را پر از آشوب و اضطراب میگرداند.
ای دوست، یک سالک حیوان درونش را میشناسد و پس از تربیت نمودن و رام ومطیع کردنش، اجازهٔ ظهورش را صادر میکند.
اگر حیوان درون کسی گاو است، آن را به گاوی خدوم و مفید به حال هستی در می آورد. بجای لگد مال کردن مزارع و نعمات، یاد میگیرد که آبادیها و نعمات را گسترش دهد.
آری، اگر حیوان درونت شیر است، بجای دریدن این و آن میتوانی حمایتگر خوبی باشی. میتوان نگهبان مقتدر راستی و درستی شد.
اگر آن حیوان ،درون کلاغ است، پس کلاغ خوبی باش دزد و خبرچین نباش همچون آن کلاغی باش که به قابیل آموزش میدهد و یا آن کلاغی که برای ایلیای نبی در بیابان غذا می برد.
اگر حیوان درونت روباه است از زیرکی ات بهره بگیر و فریبکاریهای دیگران را بر ملا کن اما خودت هرگز فریبکار نباش .
اگر حیوان ،درون حیوانی باربر است پس بار هستی را به دوش بکش بار حق را بگذار نفس مسیحاییات بر آن سوار شود و نه این و آن اگر حیوان درون خروس است. خروس بی محل نباش حضور و آگاهی بخشی را در زمان و مکان درست یاد بگیر...
ای دوست هر کس حیوانی درون خود دارد.
نفسی حیوانی در کار است حیوان درونت را بشناس این کاری است که از خود تو بر می آید.
چه این تویی که با آن در حال زندگی کردنی. آن را از اخلاق و رفتارهای طبیعیات و از تشابه شان به خُلقیات حیوانی خاص میتوان معرفت یافت.
و چون معرفت ،یافتی رام و مطیعش کن از آن برای رشد و تعالی خویش بهره بگیر و به نیکی به کارش گمار .
حیوان درون :
هر کس حیوانی درونش است.ما همه هر کدام حیوانی درون خود داریم که باید آن را در روند زندگی رام و مطیع سازیم واِلّا همواره درتشویش و اضطراب بسر خواهیم برد.
به نمادهای زودیاک و بروج دوازدهگانه توجه کن.هر کدام دارای نمادی حیوانی هستند. این نکتهای است که حکمای باستان آن را نه برای سر گرمی، که برای بیان حقیقتی بیان کردهاند.
نکته اینست که ما باید حیوان درون خود را بشناسیم و آنگاه آن را رام نموده و به خدمت گیریم. این نفس حیوانی، خرافه نیست. واقعیت دارد.
این نفس را نباید کشت بلکه باید آن را رام و مطیع نفس قدسی نمود.یکی از مهمترین اسرار سلوک همین است.
ما همگی موظفیم حیوان درون خود را رام و در خدمت جریان هستی قرار دهیم.
پیش از هرچیز باید بدانی که حیوان بد وجود ندارد. آنچه بد است، تربیت نیافتگی، وحشیگری و خود بزرگبینی است. حتی اگر حیوان درون کسی مار و عقرب باشد میتواند با رام و مطیع کردن آنها، فواید و خدمات بی شمار تقدیم هستی کند. میتواند بجای نیش زدن و زخم زبان زدن و مرگ آفرینی، از سمشان پاد زهری حیات بخش تهیه و تقدیم جریان زندگی کند.
انسانی که نتواند حیوان درونش را رام قوّهٔ عاقلهاش کند، تبدیل به موجودی خطر ناک و غیرقابل اعتماد می گردد. زیرا حیوان درون هر کس، خواهان به ظهور رساندن خود در واقعیتهای بیرونی است. و اگر راهی برای خروج نیابد درون آدمی را پر از آشوب و اضطراب میگرداند.
ای دوست، یک سالک حیوان درونش را میشناسد و پس از تربیت نمودن و رام ومطیع کردنش، اجازهٔ ظهورش را صادر میکند.
اگر حیوان درون کسی گاو است، آن را به گاوی خدوم و مفید به حال هستی در می آورد. بجای لگد مال کردن مزارع و نعمات، یاد میگیرد که آبادیها و نعمات را گسترش دهد.
آری، اگر حیوان درونت شیر است، بجای دریدن این و آن میتوانی حمایتگر خوبی باشی. میتوان نگهبان مقتدر راستی و درستی شد.
اگر آن حیوان ،درون کلاغ است، پس کلاغ خوبی باش دزد و خبرچین نباش همچون آن کلاغی باش که به قابیل آموزش میدهد و یا آن کلاغی که برای ایلیای نبی در بیابان غذا می برد.
اگر حیوان درونت روباه است از زیرکی ات بهره بگیر و فریبکاریهای دیگران را بر ملا کن اما خودت هرگز فریبکار نباش .
اگر حیوان ،درون حیوانی باربر است پس بار هستی را به دوش بکش بار حق را بگذار نفس مسیحاییات بر آن سوار شود و نه این و آن اگر حیوان درون خروس است. خروس بی محل نباش حضور و آگاهی بخشی را در زمان و مکان درست یاد بگیر...
ای دوست هر کس حیوانی درون خود دارد.
نفسی حیوانی در کار است حیوان درونت را بشناس این کاری است که از خود تو بر می آید.
چه این تویی که با آن در حال زندگی کردنی. آن را از اخلاق و رفتارهای طبیعیات و از تشابه شان به خُلقیات حیوانی خاص میتوان معرفت یافت.
و چون معرفت ،یافتی رام و مطیعش کن از آن برای رشد و تعالی خویش بهره بگیر و به نیکی به کارش گمار .
- ۷۱
- ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط