{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان حامیم

رمان حامیم
پارت۳۷

چند دیقه بعد (یهو خونه آتیش گرفت)
بچه ها همه‌ با عجله اومدن پایین

باران: چی شدههه؟!!

فرید: نمیدونم چخبره یهو خونه آتیش گرفت

حامیم: بچه ها علیرضا کو؟!😐

فرید: راس میگی علیرضا کجاست

حامیم: علیرضااااا؟!

عسل: بالا مونده؟!

فرید: من میرم ببینم

کیوان: منم میام

حامیم: بزارید منم بیام

فرید: نه تو بمون پیش دخترا

حامیم: باشه

باران: حامیم یه آب میگیری از مغازه؟

حامیم: باشه صب کن الان میگیرم میارم

باران: مرسی

جانا: باران خوبی؟!

باران: نه

یگانه: دیانا چرا انقد تو فکری؟

دیانا: مطمئنم کار اون عوضیه

جانا: کیو میگی؟

دیانا: حامیم اومد بعدا حرف میزنیم

حامیم: بیا باران اینو بخور

باران: مرسی

حامیم: میخای بریم‌دکتر؟

باران: نه خوبم چیزی نیست

دیانا: کیوان اومد

کیوان: حامیم‌بیا کمک کن علیرضا رو بیاریم‌پایین

حامیم: چی شده؟

کیوان: نمیدونم بیهوشه

حامیم: بریم‌بریم

یگانه: وای خدایا چخبره

باران: خب کیو میگفتی دیانا؟

دیانا: علی رو میگم دیگه

جانا: علی کیه؟

دیانا: همون عوضی ای که تو پارک دیدیمش

جانا: ینی کار اونه؟

دیانا: احتمال ۹۰‌درصد اره

عسل: وای خدایا

باران: آروم باشید بچه ها

عسل: اومدن

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۴)

رمان اسیر خان پارت چهارم ۴

پارت ۲۳

چند پارتی درخواستی

فردا صبح ساعت ۴ توی همون کلاس چشامو باز کردم و با صدای ته به...

پارت ۸ کلا پارت ها شماره هاش اشتباه شده ببخشید

مربی موتور سوار

پارت ۴که یهو دستم کشیده شد و کشیده شدم تو بغل یکی. سرمو بلند...

رمان

رمان : رفتار سرد

دوست دختر کوچولوی من ویو پیش بزرگترا م/جس: پدر جان واقعا سل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط