دلم میخواست یه دُختر سرخپوست بودم!
دلم میخواست یه دُختر سرخپوست بودم!
از اونایی که صبح بیدار مےشدم
و با دوتا انگشت
دوتا خط میکشیدم زیر چشمام..
موهامو میریختم دورم...
بعد تاج پَر ام رو میذاشتم
روے سَرم و سَوار اسب
میرَفتم بیرون!
اون وقتایےکِه دِلَم از زَمینُ زمان میگرفت،
هووووووو هووو
کشان میرفتم تو جنگل!!
تیر رو میذاشتم تو تیرکمون
و تا جایے کِه میخواسَتم
میکشیدم و بعد،
رَهاش میکردم توےآسمون..
شایَدم اونقدر پا برهنه رو سنگ هاے
کنار رودخونه راه مےرفتم
تا آروم بشم..
شاید آتیش روشن میکردم
و همه قبیله دور هم مینشستیم!
شاید اون قدر توےکوه داد
میزدم تا صدام بگیره..
ولے الان!
من یک دختر قرن بیستم
و یکمےام
که فقط هندزفریش رو داره
و یه اتاق سه اندر چهار!!!
هوم.....
کاش سرخپوست بودم!
از اونایی که صبح بیدار مےشدم
و با دوتا انگشت
دوتا خط میکشیدم زیر چشمام..
موهامو میریختم دورم...
بعد تاج پَر ام رو میذاشتم
روے سَرم و سَوار اسب
میرَفتم بیرون!
اون وقتایےکِه دِلَم از زَمینُ زمان میگرفت،
هووووووو هووو
کشان میرفتم تو جنگل!!
تیر رو میذاشتم تو تیرکمون
و تا جایے کِه میخواسَتم
میکشیدم و بعد،
رَهاش میکردم توےآسمون..
شایَدم اونقدر پا برهنه رو سنگ هاے
کنار رودخونه راه مےرفتم
تا آروم بشم..
شاید آتیش روشن میکردم
و همه قبیله دور هم مینشستیم!
شاید اون قدر توےکوه داد
میزدم تا صدام بگیره..
ولے الان!
من یک دختر قرن بیستم
و یکمےام
که فقط هندزفریش رو داره
و یه اتاق سه اندر چهار!!!
هوم.....
کاش سرخپوست بودم!
- ۲.۹k
- ۲۲ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط