(دوست داشتنی) پارت 52
(دوست داشتنی) پارت 52
تهیونگ: وایی خسته
شدم دیگه بخواب
ا.ت:( باخنده) شب
بخیر
تهیونگ:(خوابش برده)
ا.ت: خیلی خسته بوده
چه زود خوابش برد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
صبح
ا.ت
تهیونگ موهامو از روی
صورتم زد اونطرف
تهیونگ:چرا صبح اینقدر
خوشگلی
ا.ت:واقعا
تهیونگ: آره
خدمتکار: آقا بفرمایید
صبحانه
تهیونگ:الان میایم
چرا باید این خدمتکار
صبح منو کنارت تو خراب
کنه
ا.ت: پاشو بریم هنوز
لبت زخمه
تهیونگ: مهم نیست
نه نریم
ا.ت: چرا گرسنه مه
تهیونگ:یکم پیشم
بمون
ا.ت: ولم کن من رفتم
تهیونگ: از دست تو
رفتیم پایین سلام
کردیم
√: بیاید صبحونه بخورید
ا.ت: تهیونگ بیا
تهیونگ: اومدم دیگه
+: وایی پسرم لبت چیشده
سوبین: شاید من بدونم
تهیونگ: پدر راستی میدونی
سوبین
+: سوبین لبش چیشده
سوبین: فکر کنم بخاطر کارای
دیشب خودشو ا.تس
ا.ت: چی من
+: شما که تاحالا پیش هم نخوابیده بودید ولی برای اولین بار شروع کردید
تهیونگ: ولش کن چرت پرت میگه
نمیدونم چرا اینطوری شد
#تهیونگ
#فیک
#اسمات
#درام
تهیونگ: وایی خسته
شدم دیگه بخواب
ا.ت:( باخنده) شب
بخیر
تهیونگ:(خوابش برده)
ا.ت: خیلی خسته بوده
چه زود خوابش برد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
صبح
ا.ت
تهیونگ موهامو از روی
صورتم زد اونطرف
تهیونگ:چرا صبح اینقدر
خوشگلی
ا.ت:واقعا
تهیونگ: آره
خدمتکار: آقا بفرمایید
صبحانه
تهیونگ:الان میایم
چرا باید این خدمتکار
صبح منو کنارت تو خراب
کنه
ا.ت: پاشو بریم هنوز
لبت زخمه
تهیونگ: مهم نیست
نه نریم
ا.ت: چرا گرسنه مه
تهیونگ:یکم پیشم
بمون
ا.ت: ولم کن من رفتم
تهیونگ: از دست تو
رفتیم پایین سلام
کردیم
√: بیاید صبحونه بخورید
ا.ت: تهیونگ بیا
تهیونگ: اومدم دیگه
+: وایی پسرم لبت چیشده
سوبین: شاید من بدونم
تهیونگ: پدر راستی میدونی
سوبین
+: سوبین لبش چیشده
سوبین: فکر کنم بخاطر کارای
دیشب خودشو ا.تس
ا.ت: چی من
+: شما که تاحالا پیش هم نخوابیده بودید ولی برای اولین بار شروع کردید
تهیونگ: ولش کن چرت پرت میگه
نمیدونم چرا اینطوری شد
#تهیونگ
#فیک
#اسمات
#درام
۱۳.۳k
۱۳ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۹)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.