{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏غنچه پرپر گشته بود و گل جدا افتاده بود..

‏غنچه پرپر گشته بود و گل جدا افتاده بود..
پشت در جان علی مرتضی افتاده بود..
دست مولا بسته و بیت ولایت سوخته..
آیه‌ای از سوره ی کوثر جدا افتاده بود..
#فاطمه #فاطمیه #یازهراء #مادر
دیدگاه ها (۰)

313بغل گشوده برایش دوباره حاج احمدرسیده قاسمش از راه، غرق خو...

عاشقانه های شبنم

࿐ྀུ༅ ﷽ ࿐ྀུ༅🌤یااباصالح المهدے ادرڪنی 💚🌹🦋می‌رسد آنکه به دستش گ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت دهم: پادشاهانِ پیتزایِ سوخته...

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت سوم :قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ - مرگ...

🦢 پارت سی‌ودوم | انتخابجنگکوک هنوز به عکس خیره بود.پدرش کنار...

با خارها راهش رامیبندم:شباهت غاصبان فدک و بهائیت درغصب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط