{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏غنچه پرپر گشته بود و گل جدا افتاده بود..

‏غنچه پرپر گشته بود و گل جدا افتاده بود..
پشت در جان علی مرتضی افتاده بود..
دست مولا بسته و بیت ولایت سوخته..
آیه‌ای از سوره ی کوثر جدا افتاده بود..
#فاطمه #فاطمیه #یازهراء #مادر
دیدگاه ها (۰)

‏با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر.. هیچ کس ، هیچ کسی هم ب...

‏شاید از حادثه می‌ترسیدیم تو به ما جرئت توفان دادی ✌⚘شادی رو...

‏غذایش را که نمی‌خورد، وحشت می‌کردیم.مطمئن می‌شدیم به عده ای...

‏آمد به خطّ فاطمیون. شب که شد، گفتیم لابد می‌رود یک جایی دور...

313بغل گشوده برایش دوباره حاج احمدرسیده قاسمش از راه، غرق خو...

313بغل گشوده برایش دوباره حاج احمدرسیده قاسمش از راه، غرق خو...

انتخاب جالب آیات قرآن در مراسم وداع خارجی‌ها با امام شهیددر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط